کلاس شیشم بودم
انقد اونجام خارش گرفته بود خون کم میومد در حد کثیف شدن .
مامانم شورتمو دیده بود دخل زنبیل بعد منم نمیدونستم پریود چیه ...
اومد واسم تعریف کرد اونقد گریه کردم
نمیدونم چرا اون روزا بابام همش بغلم میکرد باهام ذوق میکرد... فکر کنم مامانم بهش گفته بود 😑😐😂
ولی خدایی خیلی نامردیه هر وقت میدیدم مامانم نوار میزاشت میپرسیدم چیشده میگفت با تیغ بریدم اونجام
من یه روز دختر دار بشم زودتر بهش میگم هواسمو جمع میکنم