2777
2789
عنوان

رابطتون با جاریتون چجوریه؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 810 بازدید | 48 پست

محرم ما خونه پدرشوهرم بودیم اونم اومد ،پاشدیم سلام احوال پرسی و منم رفتم چای ریختم ،نشسته بودیم دور هم ک یهو کتاب دعاشو دراورد و شروع کرد به خوندن ،دیگ من و مادر شوهرمم یکم حرف زدیمو تلوزیون دیدیم اونم یا تو گوشیش بود یا دعا میخوند کلا سرشم نمیاورد بالا 

بازم گذاشتیم پای خجالت و بعدم شوهرامون اومدن و نهار خوردیم و بعد نهارم من پاشدم ظرفارو بشورم ک اونم گفتم میاد کمک دیدم نه قشنگ رفت نشست پیش برادر شوهرم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

محرم ما خونه پدرشوهرم بودیم اونم اومد ،پاشدیم سلام احوال پرسی و منم رفتم چای ریختم ،نشسته بودیم دور ...

چرا برات مهمه هر جور باهات هستن باهاشون همونجور باش

برای همه آرزوی آرامش دارم  ....در قضاوت کردن احتیاط کنیدزمین به طرز عجیبی گرده تجربش میکنی خودت نه عزیزت دیدم که میگم .............من وفادارترین آدما رو دیدم که خیانت کردن.باهوش‌ترین آدما رو دیدم که فریب خوردن.صادق‌ترین آدما رو دیدم که دروغ گفتن. مهربون‌ترین آدما رو دیدم که دل شکستن. قوی‌ترین آدما رو دیدم که کم آوردن.بالغ‌ترین آدما رو دیدم که بچگانه رفتار کردن.و از همه‌ی این‌ها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره، همه ممکنه اشتباه کنن و هیچ چیز از هیچ کس بعید

اسی اگه قراره اونم عروس خانواده باشه.باید کمک کنه از الان خودتو مثل من کلفت اون خونه نکن.رابطتت هم دوری و دوستی..اینجوری خودت آرامش داری

سعی کردم با مشکلات زندگیم کنار بیام.بعضیاشون تاوان اشتباهات خودم بود که پذیرفتم و تا جایی که بتونم باهاشون مبارزه میکنم که نبازم.بعضیاشون هم فقط به دست خدا حل میشه و من عاجزم.و مطمئنم روزی خدا دستمو میگیره...خدایا شکرت..هزار مرتبه شکر که جواب سختی ها و رنج هامو به موقع میدی

منم ندارم فعلا اینارو همش با خودم میگم .چون من زود صمیمی میشم.میترسم.از خانواده شوهرم ک ضربه شو دید ...

دقیقا منم زخم خوردم ولی این موردو دیگه عممممرا صمیمی شم . ب خواهر شوهرم رو دادم ک خیر سرم صمیمی باشیمو رفیق باشیم الان ی زبونی برا من در اورده البته منم کم نمیزارم چند روز پیش خونشون بودیم با اون یکی خواهرش داشتم حرف میزدم یهو یعنی ب شوخیو جدی گفت وای اجی دیدی منظورش این بود ک دخالت نکنید و ول کنم نبود منم گفتم اصلا من دارم با مریم حرف میزنم تو چرا دخالت میکنی ک هی تکرار میکرد ک اره دخالت میکنم من اصلا از نمایندگی مریم صحبت میکنم مریمم در اومد گفت لازم نکرده من خودم زبون دارم .و اون هی حرفشو تکرار میکرد منم بی توجهی کردم خودمو مشغول حرف زدن با مادر شوهرو بقیه کردم خودش ع ن شد دیگه😑

من فکر کنم جهان دیگری هم هست                                                                 خدا بگو جهان دیگری داری🌏🖤
محرم ما خونه پدرشوهرم بودیم اونم اومد ،پاشدیم سلام احوال پرسی و منم رفتم چای ریختم ،نشسته بودیم دور ...

بازم من گفتم ولش کن اونکه رسمی نیست ،حتما خجالت میکشه ،همه بعد نهار دراز کشیدن چرتی بزنن من و مادر شوهرمم رفتیم تو اتاق ،مادر شوهرم به اونم گفت بیا اون نیومد ،اونروز اینطوری گذشت

تا چند وقت پیش بازم رفتیم شام خونه پدر شوهرم اونم اونجا بود اینبار هم به زور جواب سلام داد ،کلا با برادر شوهرم میگفتن میخندیدن بازم بعد شام نیومد کمک ،اخرشم به زوودر خدافظی کرد رفت !!


دقیقا منم زخم خوردم ولی این موردو دیگه عممممرا صمیمی شم . ب خواهر شوهرم رو دادم ک خیر سرم صمیمی باشی ...

اره دقیقا رو بدی همین میشن.

حالا من با خواهرشوهرم بد نبود رابطم ولی اصلا نذاشتم روش باز بشه بهم.چون خیلی سلیطه س و من مظلوم بی زبونی ک شوهرش پشتش نیس.ولی مادرش منو ب چشم کارگر خونه میدید انقد کار میکردم اونجا.

الان یه ساله کاتیم و خونمون ازشون دور شده .خیلی آرامش دارم

ولی برادرشوهرم گاهی میگه میخوام ازدواج کنم 

باز شروع میشه روابط

❌آقایون درخواست دوستی ندن❌
اره دقیقا رو بدی همین میشن. حالا من با خواهرشوهرم بد نبود رابطم ولی اصلا نذاشتم روش باز بشه بهم.چون ...

من واقعا نمیدونم از چ دری وارد شم اونام سلیطن و زبون دراز من ادم ارومی ام ولی نمیتونم در برابر اینجور حرفاشون ک بهت گفتم ساکت باشم چون بعدش انقد خود خوری میکنم تا بمیرم .اخه خواهر شوهرم هی میگفت بچه بیارین و تو حرفاش فهمیدم میخواد تیکه بندازه ک انگار از کجا اومده ک هی میگه فعلا بچه نمیخواییم منم پیش دستی کردم قبل اینکه بگه گفتم هنوز وقتش نشده وقتش ک برسه بچه ام میاریم .ک یهو کوچیکه پرید وسط و اون بحثی ک پست قبلی گفتم پیش اومد .

من فکر کنم جهان دیگری هم هست                                                                 خدا بگو جهان دیگری داری🌏🖤
بازم من گفتم ولش کن اونکه رسمی نیست ،حتما خجالت میکشه ،همه بعد نهار دراز کشیدن چرتی بزنن من و مادر ش ...

خیلی پرروعه ک قبل ازدواج میاد راحت میخوره پا میشه میره


❌آقایون درخواست دوستی ندن❌
بازم من گفتم ولش کن اونکه رسمی نیست ،حتما خجالت میکشه ،همه بعد نهار دراز کشیدن چرتی بزنن من و مادر ش ...

اصلا مسئله من حرف نزدن و سلام ندادنش نیست ،در کل اگر کسی احنرام بذاره احترام هم میبینه ،من فقط دوس ندارم مثل کلفتا باشم دوس دارم از اول جوری باشه اگر کمکه ک هردو کمک کنیم  من خودم تنها به مادر شوهرم کمک میکردم هنیشه ،پادردم داره دوس ندارم بخاطر ما اذیت بشه 

اما خب وقتی اونم هست و میشینه خیلی دلخور میشم ،

نمیدونم چجوری رفتار کنم 

به خانواده همسرم بگم 

به خودش بگم 

نمیدونم 

پیشنهاد شما جیه ؟


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز