دفیقا ی اتفاقی برای من افتاده مامان و بابامم با من بدشدت الان خوبن چون دیگ ازدواج کردم ولی چ فایده من واقعا خستم الان دیگ برام مهم نیس کی چ فکری داره
مثلا الان ک خونه مامانمم بدون دلیل همیشه خواهرم میره تو اتاق درو میبنده از منم کوچیکتره ولی مستقل یعنی خوب میدونه داره چیکار میکنه و اخلاق و حساسیت منم میدونه ولی با این حال میره تو اتاق هر وقت میام.
قبلا خیلی حرصشو خوردم خودمو کوچیک کردم ولی الان دیگ برام مهم نیست.هیچکس مهم نیست دیگ
اگ بخوای ب حرف بقیه فک کنی حتی پدر مادرت وقتتو تلف کردی فقط و فقط فکر خودت باش
چون بخودت میای میبنی شدی ی ادم افسرده ک بخاطر دیگران حال خودشو خراب کرد