اول اینکه من نه طرفدار بابامم نه خانواده پدریم . به هیچ وجه
قضیه اینه پدر بزرگ حالش بده خیلییی بده و سنش زیاده ( پدر بابام) دو روزه بابام رفته روستاشون و اونجا خب همه میدونن انتن نمیده
حالا ک برگشتع مامانم با طعنه حرف میزنه
اما خوب وقتی پدر بابام انقددد حالش بد بوده و سنشم زیاده و میگن غذا نمیخوره
اینجا حق با بابام نیست
هی به مامانم میگم با طعنه حرف نزن ولشکن
میگه نه اولویت با خانوادس حالا ک حالش بده از خانواده و بچش بگذره ؟؟
نمیفمم