2777
2789

حالم خیلی بده حدودا سه ماهه دارم فراموشش میکنم

من توی یکی از تاپیکام تعریف کردم 

میتونم بازم تعریف کنم اصلا کی بود

دیروز دخترخالم بدنیا اومد ساعت ۶ صبح ماهم با کلی استرس و عجله رفتیم بیمارستان با خانوادم  تا اینکه امروز تونستیم ببینیم بچه رو..

منم دیدمش عکس گرفتم ازش که دیدم یهو پیام اومده از هامین(اسمشه)

من ایشون رو سه ساله میشناسم از زمانی ک کنکور دادم تا الان ک ترم ۵ کارشناسی هستم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

😁😁😁😁

مامان دوقلوها👧👦💕....🍁بخون🍁⬅  ........✅گمشده✅کسی ب اسم ساناز علیزاده میشناسین..دوست بچگیمه...حدودا متولد ۷۰..اگر تو اشناهاتون کسی هست.. ریپلای کنید لطفا

باشه تایپ میکنم یکم صبر کنید فقط اشنایی رو بگم یا اینکه چیشد؟

همرو بگو

تا گفتی لایک می پلیز

" تِئا "(به انگلیسی Thea) یکی از تایتان ها و الههٔ بینایی و نور درخشان آسمان آبی در اساطیر یونان باستان است. نام تِئا به تنهایی به معنی الهه است.او با هیپریون ازدواج کرد که از او صاحب ۳ فرزند با نام‌های اِئوس (طلوع),هِلیوس(خورشید) و سِلِنه(ماه) شد. جنسیت : مونث       پدر : اورانوس      مادر : گایا       همسر : هیپریون       فرزندان : اِئوس,هِلیوس,سِلِنه     وابستگان : خواهر تایتان ها      مَرگ : نامیرا. ❤️✨️

من ۱۸ سالم بود ک یه اپی داشتم ک هلوتاک بود خیلیام میشناسید

خلاصه نصبش کردم و هامینو دیدم.

یکی دو سال بزرکتر بود از من

کلا توی هلوتاک کم پیش میاد از ما ایرانیا خوششون بیاد و جواب بدن ولی یه نفرو دیدم و بهش پیام دادم و خب قیافش خیلی ناز و گوگولی بود خیلی

و اصلا عملی نبود خیلی ناز و بامزه بود

که فرداش جوابمو داد و ما دیگه صحبت کردیم

راجب خودمون کشورامون 

منم کنکور داده بودم یکم میترسیدم از ایندم و گاهی باهاش صحبت میکردم تا اینکه گفت بیا صوتی ثحبت کنیم

خب از اون موقع ما هرروز به هم زنگ میزدیم

ما خیلی صمیمی تر شدیم من دیکه همه چیه هامینو میدونستم 

اونم همینطور

ازاتفاقای خانوادش تا اینکه چه درسی خونده و دانشگاهش و غیره

هامین بخاطر درسش کار نمیکرد تمام وقت

شده بود تو کفش فروشی کار کنه و عکس میفرستاد واسم

یه پسر چهارشونه خیلی خوش هیکل قددد بلندددد صدای مردونه ولی خیلی بیبی فیس 

روشنبود پوستش موهای خیلی مشکییی

حالا

چون درسش پول ساز نبود مجبور شد بره یه شهر دیگه به اسم اوجونوبو ک  شرکت عموش کار کنه

اما خب هامین خیلی دختر دورش داشت خیلی زیاد

من حسودی میکردم

2790
2778
2791
2779
2792