2777
2789
عنوان

ازدواج رنگی؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1667 بازدید | 115 پست
خب حالا دیگه وقت سرزنش کردن خودتون نیس دست خودتون ک نبوده درک میکنم ک حرفها ونیش وکنایه های دیگران ...

آره دیگه الان کاریش نمیشه کرد

فکر نکنم دیگه هم مثل قبل دلش صاف بشه با من

خُنَک آن قمار بازی که بِباخت آنچه بودش / بِنمانْد هیچش الا هوس قمار دیگر
آره دیگه الان کاریش نمیشه کرد فکر نکنم دیگه هم مثل قبل دلش صاف بشه با من

ان شاالله ک هرروز بهتر ازقبل بشین🌱

من ب فرمان دلم دلبرنوازی میکنم،دلبرم شاید نداندعشق بازی میکنم،عاشقانه میپرستم خال لبهایش ولی،او نمیداند ک من مهمان نوازی میکنم🫀

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

در جواب کامنتتون تو اون تاپیک باید بگم حقیقتا زندگی اکثر ادما همینه تلخه ولی حقیقت داره وبه جای اعتم ...

من قبول ندارم که مردها مقصرن فقط.

مسلما دو طرفه‌س

اصل قضیه هم بی اعتمادی نسبت به خودشونه نه همسرشون.

اگر فرد نسبت به نقش خودش توی زندگی همسرش آگاه باشه و جایگاه درستی برای خودش ایجاد کرده باشه میتونه مطمئن باشه که همسرش اصلا نمیتونه جذب دیگری بشه چون تمام خواسته‌هاش رو داره و ثانیا نمیتونه همسرش رو ناراحت کنه و ثالثا میدونه که اگر خیانت کنه مدام باید با این شک دست و پنجهه نرم کنه که همسرش داره بهش خیانت می‌کنه.

اگر دو طرف بالغ و آگاه و باشعور باشن و بلد باشن برای هم کافی باشن احتیاجی به اعمال محدودیت نیست

خُنَک آن قمار بازی که بِباخت آنچه بودش / بِنمانْد هیچش الا هوس قمار دیگر
من قبول ندارم که مردها مقصرن فقط. مسلما دو طرفه‌س اصل قضیه هم بی اعتمادی نسبت به خودشونه نه همسرشو ...

من تو تصور خودم برای همسرم بی نهایت بودم اما......

چطور از این به بعد با ارامش زندگی کنم واعتماد کنم؟خب درست میگی من الان حس ناکافی بودن دارم عزت نفس ندارم که میترسم خیانت ببینم دوباره 

تکلیف من چیه؟ولش کنم به حال خودش؟محدودش نکنم؟چطوری؟هر چند تقریبا میدونم از این غلطا نمیکنه دیگه ولی قبل مطمئن تر بودم که نمیکنه ولی کرد


من تو تصور خودم برای همسرم بی نهایت بودم اما...... چطور از این به بعد با ارامش زندگی کنم واعتماد کن ...

همونطور که گفتم خیانت نکردن با اعمال محدودیت ارزشی نداره

ضمن اینکه گفتم دو طرف پیش نیازهایی لازم دارن که همسر شما نداره.

وقتی که ارزشی برای رابطه و احساس شما قائل نیست چرا برای شما مهمه که محدودیت ایجاد کنید؟

خُنَک آن قمار بازی که بِباخت آنچه بودش / بِنمانْد هیچش الا هوس قمار دیگر
همونطور که گفتم خیانت نکردن با اعمال محدودیت ارزشی نداره ضمن اینکه گفتم دو طرف پیش نیازهایی لازم دا ...

ببینید من میدونم که خیانت نمیکنه ولی این اتفاق باعث شد که ترسش همیشع تو وجودم باشه ختی اگر از شوهرم جدا بشم وبا یکی دیگه ازدواج کنم همینقدر رک گفتم تا متوجه منظورم بشید من تازنده ام از این قضیه ترس دارم وا خداگاه کنترل میکنم حتی داداشمو خب من چیکار باید بکنم که لینجوری نباشم چون واقعا خسته شدم 

منظورتون از پیش نیاز چیه

همون شعور، بلوغ و آگاهی

روانشانس هم میتونه خیلی کمکتون کنه در این مورد حتما برید

خُنَک آن قمار بازی که بِباخت آنچه بودش / بِنمانْد هیچش الا هوس قمار دیگر
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز