دارم ک هم وکیل هم قسمت حقوقی استانداری
منتهامن چون دلم جادیگه س یکی دیگرو دوس دارم همرو جواب میکنم
ب اصرار همه اشمافامیل باهاش درحد بیس دقیقه حرف زدم شایدم ی ربع
واقعا ن پول ن تحصیلات شعورنمیاره تودفترش رفتم قراراونجابود شهرمون کوچیک نشد مکان عمومی و شلوغی ک حرف و حدیثی پیش نیاد ..
اصن باوجودمخالفت زیادرفتم
قصدمم بود اگ خوب بود ی ایراددروش بزارم ک خداروشور پرازایرادبود رفتم دفتر نشستم احوال پرسی با ی لحن مسخره و ادا اتوار اطوار مسخره حرف میزد بجزچای هیچ پذیرایی نکرد ی نوشیدنی چیزی
بعدمن خدایی خوشگلم تعریف نمیکنم دراومدگفت سریع خواهرتم مث خودت خوشگله😂من خنده م گرفته بودی لبخندزدم چیزی نگفتم بعدگفت اندامت عالیه گفتم خیاطی بعدهرهرکرکرخنده مسخره..
گفت من خیلی رودارم گفتم مشخصه نیاز ب گفتن نیس گفت بینیت چقدعمل کردی
بابات حقوقش چقدر الان ازبنجابری میام دنبالت کجامیری بعدهورت چای میکشید و گفت چرابخودت رسیدی چرااینقد خوشگل میکنی بعدمن نری باکسی..هرلحظه دلم میخاس بلندشم برم..ک خواهرم زنگ زد .منم الکی گفتم باش باش الان میام..ادامه ش...👇