از درد جسمی و روحی متنفر هستم
به شددت شما درد نکشیدم ولی به اندازه خودم داشتم
از کودکی از ۳ ماهگی بخاطر بی مسئولیتی والدین فقط بیمارستان عمل میشدم از عمل لگن بگیر تا جراحی عمل قلب باز
که بخاطر خودکشی هایی که داشتم بعد عمل مجدد مشکل قلبی پیدا کردم والدینی که هیچی فقط داغونم کردن
تا یکم حالم خوب شد به خودم آمدم گقتم میتونم عاشق بشم میتونم زندگی کنم زدن نابود شدم
ای کاش واقعا اون هایی که از ته قلب دلشون میخواد بمیرن خدا بهشون این لطف رو بکنه راحتشون کنه
یک جا گفتید درد کشیدن باعث کم شدن گناه میشه نمیدونم چی بگم
من اعتقادی ندارم چون من میگم درد رو خدا نداد شاید هم داد واقعا نمیدونم ولی درددهای من چه جسمی چه روحی ژنتیکی هست
و با یکم مسئولیت قبول کردن بچه این همه شددت پیدا نمیکرد
از واریس ها نگم کلا از درد خلاصه بگم متنفر هستم
منم ۲۷ سالم هست و هیچ نفهمیدم زندگی یعنی چی