2777
2789
من واسه زایمان رفته بودم خونه مادرم بچم زردی گرفت یه پامون دکتر بود درک نمیکردن هیچ واسه رفتنم از خو ...

خدامادرتونگه داره واست همینکه سایش روسرته کافیه..اونام بهشون حق بده سن که میره بالا اعصاب بچه وگریه وبیخابی نمی مونه والامن ۳۰سالمه دیگه حوصله هیچیوندارم وانتی رد میشه میگم خرخرشوبجوام بعدمیگم اون دنبال یه لقمه نونه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدامادرتونگه داره واست همینکه سایش روسرته کافیه..اونام بهشون حق بده سن که میره بالا اعصاب بچه وگریه ...

به بچه دوسالم میگفت به چیزی دست نزن به شیشه دست نزن کثیف میشه باشه؟

دوساله برام مرده 

دوساله زنگ نزده بگه زنده رسیدی خونت یا نه

خدامادرتونگه داره واست همینکه سایش روسرته کافیه..اونام بهشون حق بده سن که میره بالا اعصاب بچه وگریه ...

من بستری بودم واسه زایمان همسرمو بچم توی آسانسور بودن برق رفت همسرم میزد به آسانسور کمک میخواست بچم داشت میپخت از گرما زنیکه میگفت نزن به در آسانسور میشکنه وایسا دوساعت دیگه برق میاد توی مردادماههه

میشه برام دعاکنی احساس میکنم خدامنوفراموش کرده

از خدای مهربونم میخام اول بهت صبو ایمان قوی بده وآنی بخودت واگذارت نکنه که بخوای حرفهای بد وفکرهای ید به زبون وذهنت بیاری دوه عشق وارامش وپول بهت بده و جنبه ات هم ببر بالا

من بستری بودم واسه زایمان همسرمو بچم توی آسانسور بودن برق رفت همسرم میزد به آسانسور کمک میخواست بچم ...

چی بگم خاهری..هرکسی رفتارش یجوره ولی ممکنه تودلش کینه ای نباشه فقط بیانش فرق کنه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792