2777
2789
عنوان

ترسوها

| مشاهده متن کامل بحث + 332 بازدید | 25 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

نه فقط خوابیدن تنهایی وقتی چیز ترسناک میبینم یا میشنوم همین  


اشکال نداره.. 

من با سه تا سابقه سزارین ،از یه دندونپزشکی ساده میترسم.. وارد دندونپزشکی میشم دکترو میبینم .میلرزه تنم .فشارم میفته.. شوهرم باهام میاد دستمو میگیره.. حرف میزنه باهام که هواسم پرت شه.. گریه هم میکنم تازه😅 آروم آروم اشکم می‌ریزه.‌ اوووووو داستانیه..  اگر نازکش نداشتم،. پامو نمیذاشتم دندونپزشکی...  هرکسی یه ترسی داره بلاخره😉🤗😁

متأهل 💫 مامان سه تا فرشته

من

تو مجردی همیشه کنار خواهرم میخوابیدم ،یه شب دعوامون شد ،پاشدم رفتم تو هال خوابیدم،صبح که بیدار شدم بازم پیش خواهرم بودم ،نگو نصف شب ،پاشدم دوباره رفتم پیشش خوابیدم ،یادمم نمیومد ،تازه مثلا من خواهر بزرگه م 😂

الانم که متاهلم ،اگه شب شوهرم نباشه ،با لامپای روشن و زیر پتو ،جوری که هیچ نقطه ای بیرون نباشه و با ترس میخوابم. ،ولی خواب نمیرم تا صبح بشه 😑😕ترس از تاریکی و ارتفاع دارم شدید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792