2777
2789
عنوان

بیاین میخام راجب زندگیم نظر بدید

| مشاهده متن کامل بحث + 305 بازدید | 31 پست
بعدشم تو دوهفته عادیه بیان خونتون چون تازه عروسین و کمکت تون کنن چطور میتونید اخه؟؟نمیدونم چرا نمیتو ...

عزیزم من فرق نمیزارم 

ینی خانواده خودمم بودم حد و حدود مشخص میکردم

با مادر شوهرمم صمیمی ام شوخی شوخی بهش گفتم نیتمو

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

این معلومه از پسش بر میاد 

اره از حرفش مشخصه .من خودم دوست دارم ازدواج کنم. دیشب مامان بزرگم گفت زوده هنوز و فلان 

خواستگار هفته پیش داشتم شرایطش با من جور نبود وگرنه قبول میکردم 

نه اگر شوهرت خوب باشه اصلا سخت نیست

میتونم تجربه های ازدواج خواهرم و بگم 

اینکه شب خونه کسی نباید موند مخصوصا اگر خانواده ها و شماها تو یه شهر باشین 

حتما با اطلاع قبلی خونه کسی برین و اونا بیان 

با خانواده شوهر هم حالت رسمی باشه بهتره .خودمونی نباید شد 


میتونم تجربه های ازدواج خواهرم و بگم  اینکه شب خونه کسی نباید موند مخصوصا اگر خانواده ها و شما ...

اره قبلا مادر شوهرم میگفت خونه پسرم خونه خودمه،کاری کردم الان میخاد بیاد میگه مهمان نمیخای؟

من اوایل ازدواج اینطور بودم، و با رفت و آمد خانواده شوهرم مشکلی نداشتم. چون مثل خانواده همسر شما مهربان بودن و اتفاقا رفت و آمد باهاشون و دوست داشتم....کمی وقتی بچه دار بشی این رفت و آمدها کمتر میشه.

گرچه من وقتی بچه دار شدم بازم این رفت و آمدها رو دوست داشتم چون پسرم سرگرم میشد و کمتر اذیتم میکرد...

تا اینکه مادر شوهرم فوت و شد الان دیگه اصلا نمی‌ریم اونجا...

من اوایل ازدواج اینطور بودم، و با رفت و آمد خانواده شوهرم مشکلی نداشتم. چون مثل خانواده همسر شما مهر ...

مادر شوهر من خب دوست داره ازدواج کنه بره مطمعنم یک مورد خوب گیرش میاد

اره قبلا مادر شوهرم میگفت خونه پسرم خونه خودمه،کاری کردم الان میخاد بیاد میگه مهمان نمیخای؟

عالیه😂

هفته پیش خواستگارم اومده بود ۲۷ سالش 

میگ ما اختلاف سن داریم زیاد 


اره از حرفش مشخصه .من خودم دوست دارم ازدواج کنم. دیشب مامان بزرگم گفت زوده هنوز و فلان  خواستگ ...

انشاالله یه بخت خوب نصیبت بشه 

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792