2777
2789
عنوان

خیانت بابام با زن همسایه

| مشاهده متن کامل بحث + 6230 بازدید | 122 پست

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

وای الان توی کانالهای تلگرام یه فیلم خیانت دیدم اعصابم بهم ریخت ، خانمه یهو میاد خونش موبایل به دست با دوربین روشن میبینه وسط خونه شوهرش با یه خانم وسط رابطه جن سی

هستن ، قیامت به پا شد داد و فریاد و ....😔

چقدر دردناکه پدر آدم خیانت کنه

بعضی شبا عجیب دلتنگت میشم نمیدونم واقعا نمیدونم به هر دری زدم که قسمتم بشی اما نمیشه من از خدا فقط یه چیز میخوام اونم لحظه ای که خودمو توی لباس عروس دیدم حداقل با اونی که دوسش دارم باشم میدونی از اون دردناک تر چیه؟؟؟تو حتی نمیدونی من حاضرم برات تک تک استخون هامم بدم یادت باشه هیچکس اندازه من نمیتونه دوستت داشته باشه این چند بیت شعر تقدیم به خودت عزیزترینمA❤️میخوام بدونی که دلم داره برات پر میزنه🕊مثل یه داروغه شبا به هر دری سر میزنه 🥺وقتی میای با اون چشات دنیامو پر نور می کنی💫غصه ی تنها موندن و از دل من دور می کنی 🥹عمری اگه نگات کنم از دیدنت سیر نمیشم😍بدون که عشق تو زده خیمه به صحرای دلم 🫀اگر که باور نداری گوش کن به حرفای دلم...
فقط احساس می کنید ینی در حد حدسه یا چیزی دیدید؟  خدا به دل مادرت صبر بده آرامش بده

بزار شواهد و بگم.

یه سال عید ما کفش‌ گرفتیم ۴۵۰‌ تومن بعد فقط این زنه می‌‌دونست بابام چند روز عید غیب شد این زنه هم غیب شد اومد دیدیم لباس تازه پوشیده مامانم گفت کجا رفتی؟ گفت با رفیق‌هام رفتم چند روزی روستا. گفت لباس چرا نیومدی با ما بریم بگیری؟

گفت اونوقت مثل ت ۵۰۰ تومن می‌دادم به یه کفش اینا‌ رو کلاً ۵۰۰ گرفتم!

اینجا تاکید می‌کنم تنها این خانوم خبر داشت از دهن اون کفش و از دهن بابام پرید..

بعدش فردای سیزده‌ به در باز غیب شد ما رفتیم با ماشین بیرون دیدیم کپی همون آجی‌هایی که خونه‌ی اون هرزه خوردیم‌ توی ماشین این هم هست و یه گلسر دخترونه هم توی ماشین بود.

دخترش هم همیشه با بابام احوال‌پرسی می‌کنه و یه بار هم چایی‌ آورده بود.

یه بار هم خونه‌ی ما بودن بابام اومد خونه رفت نشست توی آشپزخونه از آیینه گاز زل زده بودن‌ این دوتا به همدیگه.

وقتی ما با این دوست بودیم دوتا از همسایه‌هامون بهمون اخطار دادن غیرمستقیم و ما وقتی به بابام گفتیم با اون همسایمون‌ لج شد و کلاً باهاشون کات کرد!

الان هم ما از تهران‌ داشتیم میومدیم دیدیم هی بابام زنگ می‌زنه بگو نی‌خواسته ببینه ما کی میایم‌ و کجا هستیم اومدیم ما رو ندیده بود از ماشین دوستش‌ پیاده شده دوستش دستش ورق بوده‌ زنگ زدن اون زنه اومده ورق رو از دسته دوستش گرفته و رفته!

اول اینکه دوستش اهل اینجا نبود که اون زنه بشناستش‌ و بره از اون ورق بگیره بین این‌ همه آدم دوم اینکه این تو ماشین دوستش همون لحظه چیکار می کرد! مامانم میگه پشت درخت هم قائم شد من نبینمش اما دیگه مامانم دیده بود.

تا الان هیچ مدرکی هم پیدا نکردیم چون چندتا خط داره.

بچه‌هام بابام خیلی هفت خطه‌ خیلییی‌.


می‌دونستم زندگی روی‌ خوش خودش رو به من و مامانم نشون نمیده.

امروز خوشحال بودم که دانشگاه میرم و دندون‌هام رو درست کردم و از درد کشیدن راحت شدم یه درده‌ بدتر نصیبم شد.

بچه‌ها جگرم داره می‌سوزه.

ایشالله‌ که خدا بابام و اون زنه‌ رو به خاک سیاه بنشونه‌‌ با اینکه هیچ حرفی نزدم‌ اما حالم ازش بهم می‌خوره و می‌خوام حتی یه لحظه هم نبینمش.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز