یبار خواب دیدم رفته بودیم تو طبعیت و دشت و بیابون
بعد من دستشوییم گرف یجا نگه داشتیم برهوت بود ی ادمم پیدا نمیشد فقط ی دستشویی ی گوشه بود من پیاده شدم رفتم دستشویی همین ک درو بستم ی گله گوسفند بدو بدو امدن همچین در دستشوییو میکوبیدناااا دره داشت کنده میشد
من در رو باز کردم هی گوسفندارو هول میدم حالا مگه اینا فاصله میگرفتن نمیدونم میخاستن کجا بیان🐑😂