اینم بگم این وسط اونم ازمن یمدت فاصله گرفت منم از اون اون با ادمای جدید اشنا شد ومنم درگیر زندگی ومدرسه خودم...اینم بگم فاصله سنیمون کم بود...
واون هروقت از من دورتر میشد میرفت دنبال چیزایی که اصلا ازشون خوشم نمیومد
یمدت بعدش باز باهمدیگه دعوامون شد واون رفت به یکی از دوستاش گفت که به همه بگه دیگه باهیچکس حرفی نداره ومیره دنبال زندگیش