من سه تا دایی دارم یکیش سه سال پیش فوت کرده همینی که درمورد زنش میخوام تعریف کنم .بچه ها او دو تا داییام شدیدا آدمای زن زلیل و پولدار و ایده آل هستن ولی این داییم که فوت کرد خدا بیامرز مشکل اعصاب و روان داشت و خیلی زنداییمو اذیت میکرد ولی زنداییم یه زنی بود اینقدر عشق زندگی داشت اصلا آدم لذت میبرد همه کاراشو رو نظم ، داییم هر حرفیم میزد به هیچ جاش نبود مهربون ، خونش دسته گل .اصلا ازون زندگی بهشت ساخته بود همه که اوضاعشون بهتر بود حسرت این زنداییمو میخوردن.ولی باورتون نمیشه اون زندایی دیگم با اینکه همه چی وفق مرادش بود همش قرص اعصاب میخورد.
هر وقت نگا زندگیاشونو نگا میکنم درس عبرتی برام میشه که این شرایط نیست که باعث میشه ما احساس خوشبختی کنیم .این فکر و ذهن خودمونه که از شرایط بد هم یه زندگی خوب بسازه
افرین به زندایین اما قرار نیست انتظارذداشته باشین بقیه زنداییات مثل اون باشن .همه مثل هم نیستن .هرکسم مشکلاتش واسه خودش بزرگه که باعث نارضایتیش میشه .اونیکی زنداییات رو نباید قضاوت کنی چون رفتارشون باب میلت نیس
خوب دیگه مدلشون اینطوریه .طرز فکرشون اینطوریه .حتما از یه جایی براشون سخته .هرگز کسیو قضاوت نکن وگرنه خدا تو موقعیتش قرارمون میده
یه بچه هایی میبینم از کوچیکی خار میره پاش به راحتی درش میاره ادامه بازی میکنه اما یه بچه خار رفت تو پاش مبشینه گریه میکنه .چون ادما هم تربیت متفاوت هم ذات متفاوت هم صبر متفاوت دارن.