تو دوران عقد بودیم سالها پیش
همسرم ادم بدی نیست که بگم نیت خاصی داشته
خونه پدرم بودیم خواهرمم ک متاهله اومد ی گونی تخمه بود که باید برای مغازه بابام بسته بندی میکردیم خواهرم پاشد گونی و برداره که همسرم گفت تو چرا بزار مانلی برمیداره!
بعد از گذشت ده سال این حرفش هرگز یادم نرفت...