من یه دختر ۱۸ سالم. مامانم هی دست روم بلند میکنه خون انگشتم خشک نشده تیزی لبه النگوش اونقد کوبید رو دستم. گریمم بند نمیاد .بابام راست میاد راست میره بهم میگه ج..ه . من نه با پسری دوستم نه تاحالا بیرون رفتم . اونقدر حرصم داده یه بار اونقد کوبیدم رو صورتم پر خون بود. اونقد رو پام کوبیدم حس کردم داره کنده میشه . باورتون نمیشه؟ من عکس و مدرک دارم . بهم بی ابرو میگه چون که اونقدر جیغ میزنم از دست حرفاش بعدش میگه هیچکی نمیاد بگیرتت چون بی حیایی . مردی که کاری میکنه دخترش سر و صدا کنه بعدش برمیگرده میگه بی ابرو . من با اینکه پسرم حتی اگه سرمم ببرن صدام در نمیاد قه..به . این همه ساعت یه صبحونم نخوردم هیچی از گلوم پایین نمیره . من بابامو حلال نمیکنم حتی مامانمو .بمیره حتی قبرشم نمیرم فاتحه بخونم . قلبم خیلی شکسته به کی بگم کمکم کنه . هر کی اینجا بپره بهم بخدا حلالش نمیکنم . چقدر بی کسم من کی کمکم کنه . امیدم به کنکورمه که منو از این شهر و خونه خلاصم کنه. امروز همه جا تعطیله کاش یه احدی بود صدامو میشنید 😭