ببین من الان ۲۰ سالمه
یه خواهر بزرگم دارم ۲۶ سالشه
از همون اول خواهرم که بدنیا اومد پرستار داشت خودم همینطور
مامانم صبح تا شب سر کارش
روزاییم که بود پشت میز درس و فلان
هیچ وقت برای ما وقت نداشت هیچ وقت
اصلا هم براش مهم نیست داریم چه غلطی میکنیم
خواهرم قبول شد بش گفت به وظیفت عمل کردی
من امسال قبول میشم
وقتی بهش گفتم گفت خوبه کمتر ازین انتظار نداشتم
من ۲۰ سال مهر مادری نچشیدم ، خواهرمم همینطور
کلا براش مهم نیستیم دیگه
نمیبخشمش هیچوقت