چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
الهییییی.ای بابا چقدر سختتونه شماها با اضافه وزن اشکال نداره تحمل کن خوش هیکل بشی.خدارم شکر کن خوب بود مثل من انقدر غصه از دست دادن سلامتیمو خوردم تا مثل اسکلت لاغر شدم.هرکس رسید گفت چقد لاغر شدی😔😔
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
اومدم بگم ی ساقه طلایی همیشه داشته باش چون فقط وقتی داری از گرسنگی میمیری حاضری بخوری
ندارم 😭😭😭😂
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!