من ۱۸ سالمه خاستگارم دارم اما دلم نمیخاد سنتی ازدواج کنم ینی دوسندارم ..
و بعد از چن وقت به یکی حس پیدا کردم هردومون ضربع دیدیم اون انقد سریع هول نیست
بهشم اعتراف کردم گفتم ک ازش یخته خوشم اومده اونم بعد چند وقت ک من احساسی به کسی نداشتم .اونم گف بزار بگذرع با عقلمون تصمیم بگیریم
بعد یهو چن روز پیش گفدمیخواد اف بزنه فکر کردم سر حرف منه خود خواه شده گفتم اوکی
اما رف بعد دو روز اینا اومد فهمیدم اتفاقی واسش پیش اومده عاف زده .بهم بازم گف بزار بگذره
شاید منم تونسم بهت حس پیدا کردمو دوست بدارم انقدم سرد من تعریف میکنم اون نیست چون نمیتونه اعتماد کنه و تازه فکر کنم دو سه ماهه میگذره از ضربه ای ک دیده
. الان نمیدونم ریسک کنم سرش یا نه . با خودم میگم ادم بازم عاشق میشه . اما اگ شد شد
نشدم ک هیچ .
چکار کنم