2777
2789
عنوان

بیاین یه بازی😄😂

| مشاهده متن کامل بحث + 230 بازدید | 73 پست
که یهو بابام با دسته تبر وارد شد😶

اما فقط دسته تبر بود و تیزیش نبود 

پس واسه همین 


بدون جست و جو ، طرفدار هیچ احدی نباشید . من طرفدار پر و پا قرص مارلون براندو بودم . تا حقیقت تلخ زندگیشو فهمیدم و الان ازش متنفرم . قهرمان های زندگی من الان واقعین نه آرتیست سینما ! هر چقدر هم بدوید ، سخت کار کنید ، زجر بکشید ، باز هم به اولین هدف خلقت خودتون میرسین . پس به این آدما علاقه نداشته باشید که آزاده نیستن و برده ی شهرت ان . ما هم نباید برده ی اونا باشیم . تولد دوباره ی من یه روز قبل از روز تولدم .                     دیوانه ی شخصیت مارلون براندو بودم تا امروز که توی ویکی پدیا و قسمت زندگی شخصی اش ، پنج خط ازش خوندم . فیلم دیدن ازش ، جستجو کردن درباره اش ، مصاحبه هاش ، سرکشی هاش و دفاع از حقوق انسان ها و سرخپوست ها و سیاهپوست ها و مصاحبه ضد صهیونیسم اش نتونست دوباره منو طرفدار خودش کنه . کاش فقط یک آزاده بود . آزاده .... مارلون براندو ، ویکی پدیا ، زندگی شخصی . بخونید و طرفدار این آدم نشید ! دلیل دارم براتون به اندازه ی کل آسمون 
چند روز بعد بهم زنگ شد و قرار شد شام منو ببره بیرون...

و منم قبول کردم که‌برم.

وقتی رفتم دیدم حلقه داره دستش.

و منم زدم عقیمش کردم

بهم گفت:«تو خوشت میاد از دیگران مراقبت کنی چون اون بخشی از وجود خودت رو التیام می‌ده که نیاز داشت یکی ازت مراقبت کنه ولی نشد!» ⁦:)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

باید سمت آشپزخونه میرفتم 

رفتم توی آشپزخونه خونه و خواستم توی کابینت قایم شم..ولی کوچک بود.یهو حس کردم بکی نفسش بهم میخوره

بهم گفت:«تو خوشت میاد از دیگران مراقبت کنی چون اون بخشی از وجود خودت رو التیام می‌ده که نیاز داشت یکی ازت مراقبت کنه ولی نشد!» ⁦:)
یکی دستمو کشید ومنو برد توی اتاق و گفت نگران هیچی نباش تامن باهاتم تا اینک.....

و طرف ماسک داشت و من نمیشناختمش..ماسکو بر داشتم از رو صورتش دیدم همونیه که..

بهم گفت:«تو خوشت میاد از دیگران مراقبت کنی چون اون بخشی از وجود خودت رو التیام می‌ده که نیاز داشت یکی ازت مراقبت کنه ولی نشد!» ⁦:)
معلول ذهنی و تاالان همه دلداریاش دروغ بوده ینی یهوتودلم خالی شد....

و منم شوکه شدم و غش کردم،ب خودم که اومدم دیدم بردتم ی جای امن و همه چیو برام توضیح داد که اینا گوشت خارن

بهم گفت:«تو خوشت میاد از دیگران مراقبت کنی چون اون بخشی از وجود خودت رو التیام می‌ده که نیاز داشت یکی ازت مراقبت کنه ولی نشد!» ⁦:)
دس به دعاشدم که الان وقتشه خدا بابامو برسونی که یهو باصحنه ای که نباید روبروشدم...

و یکی یه گلوله کاشت تو مغزم و من مردم

بهم گفت:«تو خوشت میاد از دیگران مراقبت کنی چون اون بخشی از وجود خودت رو التیام می‌ده که نیاز داشت یکی ازت مراقبت کنه ولی نشد!» ⁦:)
عجیب بود خدا بجای اینک بابامو برسونه گلوله رسوند وکارمو یکسره کرد  خیلی خب اینم شد داستان ما ت ...

🤣

بله تا درودی دیگر به درود

بهم گفت:«تو خوشت میاد از دیگران مراقبت کنی چون اون بخشی از وجود خودت رو التیام می‌ده که نیاز داشت یکی ازت مراقبت کنه ولی نشد!» ⁦:)
اولش باور نکردم داداشمم اونجا باشه.. ترسیدم و زودتر رفتم سمت در تا برم بیرون

ترسناک و ناموسی شد داستانمون🤣

🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹                    #متاهل  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792