یکی از فامیلا نزدیکمون چند سال پیش دختر جوونشو از دست میده دختره بیمار بوده قصه اش طولانیه
خلاصه نوه این خانم که دختر اون خدابیامرز میشه الان حدودا ۵ یا ۶ سالشه و یه نامادری داره نامادریه خوبه تازگیا واسش یه آجی اورده اینا بکنار
خانومه فامیلمون که میشه مامان بزرگه داشت تعریف میکرد آره نامادری نوه ام ساعت ۴ صبح زنگ زده بهون و تنمون لرزیده گفتیم واسه چی گفت واسه اینکه بچه اسهال بد شده بوده دخترشم تازگیا ضعیف شده همش مریضه میگفته پیش شما بد خوراکی کرده
زنه انقدر گریه میکنه میگه من داغ دخترم دیدم این بچم انقدر من مواظبشم