پلیس میفهمه طلاها دزدی هستن اما با دوربین ها معلوم میشه رزیتا ندزدیده
اون شب علی با رزیتا دعوا میکنه و رزیتا میگه چرا بردی پیش پلیس بعد دعواشون شدید میشه روز بعد میان رزیتا رو دست گیر میکنن قرار بوده با اون طلاها با هوتن عشق قدیمیش از ایران فرار کنن که هوتن رو لب مرز دستگیر میکنن