2777
2789

روز های اول بی تابی میکرده بعد سرش رو با گوشی اینترنت و اینا گرم میکنن وقتی ۱۷ سالش بوده تو اینترنت و چت با رزیتا آشنا میشه  و اصرار میکنه باهاش ازدواج کنه اما هیچ کدوم از خانواده ها رضایت نمیدن 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اصرار میکنه و قبول میکنن روز بعد از ازدواج رزیتا از خونه مشکوک میره بیرون و با یه ساک بر میگرده واسم این آدمه که دارم میگم علی بوده  علی مشکوک میشه ساک رو باز میکنه توش پر طلا بوده میبره پیش پلیس 

پلیس میفهمه طلاها دزدی هستن اما با دوربین ها معلوم میشه رزیتا ندزدیده 

اون شب علی با رزیتا دعوا میکنه و رزیتا میگه چرا بردی پیش پلیس بعد دعواشون شدید میشه  روز بعد میان رزیتا رو دست گیر میکنن قرار بوده با اون طلاها با هوتن عشق قدیمیش از ایران فرار کنن که هوتن رو لب مرز دستگیر میکنن 


بعدش طلاق میگیرن ۱۰ سال بعد وقتی رزیتا از زندان آزاد میشه میره سراغ علی میگه غلت کردم من عاشقتم علی هم دوباره رامش میشه  چند ماه بعد دوباره باهاش ازدواج میکنه بعد رزیتا حامله میشه  میره یواشکی بچه رو سقط میکنه 

بعد رزیتا از روزای اول زندگی هر ماه مبلغی پول از علی می‌گرفته 

بعد رزیتا یه شب یه چیزی میره تو غذای علی  علی بیهوش میشه  میبره تو بیابون ولش میکنه با ماشین و پولای علی با هوتن میرن ترکیه بعدش علی خودکشی میکنه و میمیره الانم رزیتا تو اینستا بلاگره  و با پول های علی واسه خودش عشق حال میکنه 

از هوتن هم یه بچه داره

2790
2778
2791
2779
2792