دیروز رفتم دکتر، زمانی که پنج ماهه حامله بودم 58کیلو شده بودم، بعد فوت دادشم وزن کم کردم، حالا که تو ماه هشتم شدم 55کیلو 😔، دکترم گفت زیاد مغزی جات و بستنی و موز بخورم،
حالا شوهرم رفته یه عالمه مغزو با بستنی و شیر و موز مخلوط کرده، نمیدونم شیره ی توت یا شیره ی خرما ریخته توش یه طعم افتضاحی درست کرده، اصلا خوشمزه نیست، تو ظرفای بستنی بسته بندی کرده و تقریبا مجبورم کرده هر روز یکی بخورم واقعا داره یه جوریم میشه، نمیدونم طعم بدش از چیه؟ نخورمم دلش میشکنه 😑
هر جا هوا مطابق میلت نشد برو، فرق تو با درخت همین پای رفتن است🌲🌲🌲
بگیر بنداز دور یاد دخترعمه مم افتادم که سه مغزو خردکن زده بود بعد باید زرورق پیچیده بود یعنی اوق به تمام معنا. ازون سه مغز خوشمزه پسته و فندق و بادوم درختی وقتی با هم خردشدن همچین طعمی بعید بود
خدایا بابت همه اون لحظه هایی که ازت ناامید بودم و فکر کردم حواست بهم نیست، ولی بود..ممنونم ازت💖حالا که تا اینجا اومدی واسه مامان شدنم یه صلوات بفرست گل گلی🌸💕😘اللهم صلی علی محمد و آل محمد🥲💗🎀خدایا شکرت😍پنجم خرداد ۱۴۰۴ بی بی چک و ازمایش مثبت شد🥰سی و یک خرداد صدای قلب کوچولوتُ شنیدم مامانی🤰🏻💖خدا جونم دامن همه چشم انتظار ها رو سبز کن🌷💚الهی آمین✨