دوتا پسره با یک زن اومدن تصادف کرده بودن زنه نابود شده بود
میترسیدن به خانوادش خبر بدن زنه بی صاحب شوهر دار با دوست پسر رفته بود دور گردی تصادف کرده بودن
اوضاع بدی قرار گرفته بودن بدجور زنع باید میرفت اتاق عمل نیاز به امضا همسر داشت
کاربران محترم:زمانی که تاپیک میزنم یعنی انتظار هر نوع اظهار نظری را دارم ،پس مشکلی با انتقادشما ندارم در صورتی که ادب کلامتون در تاپیکم رعایت بشه . ،،،،اما زمانی که در تاپیک کاربران دیگه اظهار نظر دارم هرچند که تبادل نظر هست ، پاسخی که میذارم برای استارتر اون تاپیک هست اگر از کامنتم خوشتون اومد و ریپلای کردین خوشحال میشم اما اگر مطابق میلتون نبود لطف کنید بگذرید چون چیزی که من کامنت گذاشتم دیدگاه من بوده و نسبت به منطق خودم پاسخ دادم پس تنها استارتر اون تاپیک حق انتقاد از کامنتم را دارند در صورتی که صحبتم تضاد داشته باشد با عنوانشون اگر پاسخی از جانب من دریافت نکردین دلیل بر این نیست که حق با شماست ممنون از فهم و شعور شما 🤍
خیلی داره از اعتماد شوهرش سو استفاده میکنه شیطونه میگه برم همه چیزو بهش بگم
برو به شوهرش بگو مدرکم نشون بده مثلا به دوستت بگو از خودت و رلت عکس بده ببینم کجا رفتین بعد ببر نشون شوهرش بده بگو خودمم تازه فهمیدم خواستم بهت ثابت کنم خودتم دیگ قطع رابطع کن با اون زنیکه