2777
2789
عنوان

نامادری

| مشاهده متن کامل بحث + 6147 بازدید | 151 پست
من  نمیدونم چرا از کلمه نامادری میترسم البته بعد از مادرشوهر

حق داری

یکی از اقوام نامادریه

واقعا روی تموم نامادری ها رو از بدی سفید کرده

خدا لعنتش کنه

 مادرم یاعلی گفتو،مرا زاد😊نماد حلال زادگی عشق علی و اولادش🤫🤫                         👈👈🙆🙋عضوکمپین مبارزه با کلمات تهوع آورِ😷:شوشو(شوهر)😧آخایی  سِز(سزارین)   آقایی😈عجقم(عشقم)🙊رل🤑🤑😷عجیجم(عزیزم)😒پشمل(پسر)😶آز(آزمایش)😐پری😕کراش😩😷😷تودلی  کنجد😱دوزپسر😟خودم پز  به ما چه،به توچه من توام یا تو منی😶اسی(استارتر)😕😧😧اِستا(استامینوفن)😷😧😬😦بِِز(بذار)👉👉😦😦فاصله اجتماعی😕😐میحرفونم😱😱😱پروتکل های بهداشتی😡😬کیوت😧پارتنر🐒پسمل😤دخمل😐😕کادر درمان بیمارستانِ .... ازتون متنفرم،بچه م هیچ گناهی نداشت با سهل انگاری کشتینش😓😓😓

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شغلش آزاده عزیزم متاسفانه شرکتشم به اسم زنشه و حساباشم دست زنشه، زنگ هم میزنم زیاد راضی نیست منم بی ...


منم اوایل زیاااادی برای بابام جوش میزدم نگرانش بودم ولی وقتی خودشون کردن چ کاری از دست من بر میاد وقتی خودشون چنین کردن عمه کوچیکم و مامانم باهم عروسی کردن شوهرعمم معتاد از آب در اومد کتکش میزد بابام مخالف ازدواجش بوده ولی عمم گفته میخوام شوهرم کنم برم پشت گوشم رو دیدم شماهارو ببینم بعدا به مامانم حسادت میکرده همش دعوا با مادربزرگم یکی بودن همش اختلاف مینداختن بین مامان بابام بابامم میگفت اگه بخوام طرف زنم رو بگیرم خدا قهرش میاد ک خواهرم رو ول کردم هرسری بابام طرف دوتاشون رو میگرفت مامانم رو سکته دادن الان بابام با عمم حرف نمیزنه میگه اگه همون موقع میزدم تو دهنش نمیزاشتم تو زندگیم دخالت کنه الان زنم رو داشتم بچهام اینقدر عذاب نمی‌کشیدن میگه آدمی ک ب خانوادش بگه میخوام شوهر کنم پشت گوشم رو دیدم شماهارو ببینم ی تف هم زیادیشه 

منم اوایل زیاااادی برای بابام جوش میزدم نگرانش بودم ولی وقتی خودشون کردن چ کاری از دست من بر میاد وق ...

خونواده ی پدری منم خیلی حسودی زندگی مادرمو میکردن و الان هر کدوم از عمه هام یه جور مریص شدن و مادربزرگم تازه به رحمت خدا رفت و نتونست مامانمو ببینه 🥺من اصلا از دلم نمیاد کسی رو نفرین کنم ولی ایشالا حق جای خودش بشینه و آدم بد نتونه کسی رو اذیت کنه، ایشالا هیچ بچه یی هم دست نامادری نیفته هیچوقت

خدابزرگه نگران نباش الان داداشت چیکار میکنه خواهرت زندگیش چجوریه

بردارم دانشجو شده دانشگاه دولتی میره ولی خب خرجش خیلی زیاده ما حاضریم تو خونه هیچی نداشته باشیم ولی این بره دانشگاه و کم کسری نداشته باشه، یکم سخته ولی میگیم میگذره هیچی موندنی نیست دیگه،خواهرمم شکر خدا شوهرش خیلی خوبه ولی خب مادرشوهرش چون اوایل نامادریمون رو دیده بود همش خواهرمو سرزنش می‌کرد بخاطر رفتارای نامادری و پدرم تو مهمونیا که چرا هیچ کاری برای خواهرم نمیکنن و همونم باعث شد اختلاف پیش بیاد و الانم با مادرشوهرش قطع ارتباط کرده ولی خب شوهرش خیلی دوسش داره و خوشبختن شکر خدا 

ولی من خودم الان موندم با این شرایطم چجوری باید ازدواج کنم اصلا؟ واقعا خیلی شرایطم سخته نمیدونم چی درسته چی غلط 

خونواده ی پدری منم خیلی حسودی زندگی مادرمو میکردن و الان هر کدوم از عمه هام یه جور مریص شدن و مادربز ...

دقیقا انشاالله هیچ وقت هیچ بچه پدر مادرش رو از دست نده و دست ناپدری یا مادری نیوفته فقط باید واگزار کرد به خدا اما قدر مادرت رو بدون قدر اون بغلی ک من در حسرتشم و شبا خوابش رو میبینم

دقیقا انشاالله هیچ وقت هیچ بچه پدر مادرش رو از دست نده و دست ناپدری یا مادری نیوفته فقط باید واگزار ...

مامانمو خیلی دوس دارم شب ها نمیتونم بدون مامانم بخوایم همش باید پیشش باشم، قربونت برم عزیزدلم  غمت خیلی بزرگه من میتونم غم بزرگت  رو درک واقعا غم سختیه😔😔😔 خدا بهت خیلی خیلی صبر بده عزیزدلم ایشالا از این ببعد هیچ غمی نبینی مهربونم خدا عزیزاتو بیشتر برات حفظ کنه 

بخدا این هیتلر رو هم درس میده 😂🤦🏻‍♀️

عزیزم دنیا با همه خیلی بیرحمه

همین خودم دارم تو درد میسوزم و نفس کشیدن برام سخته

اطرافیام زخمای عمیقی دارن

تو زندگیم به جز بچه ها هیچ آدم بی دردی ندیدم

ولی امتحانه دیگه ...

چاره ای جز تحمل نداریم...

انشاالله که خواهرت با همسرش تا آخر عمر شاد باشن

انشاالله که بخت و اقبالت بلند باشه

انشاالله که برادرت موفق بشه

به جای من دست مادرتو ببوس و بگو خیلی خانمی!

از ته دلم براتون دعا کردم 

امیدوارم خدا جواب صبر و سختیایی که متحمل شدید رو هرچه زودتر بده


بردارم دانشجو شده دانشگاه دولتی میره ولی خب خرجش خیلی زیاده ما حاضریم تو خونه هیچی نداشته باشیم ولی ...

خداروشکر باز خواهرت خوشبخته نگران نباش منم بخاطر خواهرام اصلا نمیخواستم شوهر کنم ولی بابام ک خیلی حساس بود رو این چیزا سر نماز دعام کرده بود و به امام حسین قسم داده بود ک دخترم بزرگ شده زن باباهم بالاسرشه سختی هم زیاد کشیده تا خودم سروپام میخوام سروسامونش بدم و خوشبخت بشه واقعا دعای پدر مادر گیراس انگار خدا شوهرم رو خودش تربیت کرده بوده فقط برای من قبلا با عمش اینا همسایه بودیم عمش گفته بوده قبلا ی همسایه داشتم خانومش خیلی خوب بود قطعا دخترش هم خیلی خوبه ما خونه نبودیم عمش اومده بوده خونمون از مامان بزرگم پرسیده بوده و مادربزرگم ک دوست داشت با پسرعمم ازدواج کنم گفته بوده شوهرش دادیم اینا رفتن دنبال دختر میگشتن باز بعد چهار ماه از طرف یکی دیگه من معرفی میشم آبان اومدن خواستگاری خرداد عروسی کردیم کلا ۶ماه طول کشید الانم خداروشکر اینقدر خوشبختم ک کلا یادم رفته ی زمانی چ سختیایی کشیدم فقط غصم خواهرام هست و دلتنگی مادرم قسم به همین روزای مقدس توهم همینقدر جمع وجور و قشنگ سروسامون میگیری داداشت زن میگیره فقط ب مامانت روحیه بده اینقدر حالش رو خوب کن ک یادش بره اصلا شوهری داشته

دنیا دار مکافات مگه میشه ظلم این زن و به خودش برنگردونه‌ ...منتظر مجازات این خانم باش عزیزم

فقط ایشالا جواب بدی هایی که کرده رو بده نفرینش نمیکنم سپردمش به اون بالایی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز