سلام..ببخشید من تا حالا مافیا بازی نکردم اصلا نمیدونم چیه..دخترم ۱۵ سالشه.از یکی گرفته بازیشو..دوروزه داره بازی میکنه به صورت چت..حالا نگران شدم که نکنه ازاین طریق ازراه بدرشه بازیو حذف کردم داره گریه میکنه.. عزیزانی که تجربه دارین بازیو نصب کنم یا نه ؟؟ میترسم فحش بدن یا بهش درخواست دوستی بدن وسوسه شه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اخه پنکو وویس هستش بازی مافیاش.فقط بازی جرعت و حقیقتش یکم خطرنانکه.چون مجبور میشن یه حقیقت هایی راجب زندگیشون بگن بعد گیر یه بیشرف هایی میفته و ممکنه ازسون زورگویی کنن.اما مافیا نه اوکیه
انقدر بدم میاد از مادرای زورگو اگه راست میگی و مادری بشین با حرف قانعش کن واقعا فکر می ...
وقتی خدا به بندش زور میگه منه مادرم حق دارم به بچم زور بگم..وقتی خدایی نکرده اتفاقی برای بچم بیوفته منه مادر نابود میشم از غصه.نه توی شکر مغز..من گفتم نظر بدین از تجربتون استفاده کنم.نگفتم از مغز پوکت برام حرف بزن
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨