من اسفند پارسال بود یه ۳۰تومنی تو دستم بود گفتم برم سیسمونی بگیرم
رفتم برا سونو ان تی..۱۳هفته بودم
گفت بند ناف وسط پاهاشه معلوم نیست جنسیتش
خو گفتم باشه عید ک میرم شهرستان خونه بابام اونموقع دیگه معلومه اونجا میگیرم
یکم فروردین ما تصادف کردیم
من ۴ماهه بودم.از دره پرت شدیم پایین
من و شوهرم و دخترم بودیم
الحمدالله خداروهزاربار شکر که خراش برنداشتیم فقط ماشینمون نابود شد و قابل استفاده نبود
منم طلاهامو.پس اندازمونو.و پولی ک از فروش ماشین داشتیم رو دادیم یه ماشین دیگه اوردیم
و موجودی کارت شد صفررر
دستمون خالی شد
و من همون روز ک رفتم بیمارستان برای چکاپ ک ببینن بچه سالمه بهم گفتن بچه دختره..
ولی همه خواب میدیدن ک بچه جنسیتش اینی ک سونو گفته نیست..
شوهرم حین اینکه ماشین داشت پرت میشد پایین میگفت یاابوالفضل
ما هم نذری دادیم برا سلامتیمون به نیت حضرت ابولفضل
ماه بعد یکی از خواهرشوهرام ک یه ادم مذهبی و با خداست خواب میبینه من بچه ام دخترنیست و اسمش رو گذاشتم ابوالفضل
گفتن دست نگهدار نری سییمونی صورتی بگیری
یه سونو دیگه بده شاید جنسیت واقعا این نبود
سونو دادم و نه دختربود
دفعه بعد اومدم برم خرید
یه تصادفی شده بود بین راه و صدهاااا ماشین تو ترافیک مونده بودن و تا باز شدن راه یه ۵"۶ساعت طول کشید و دیگه نشد
حقوق این ماه رو گرفتیم
قرض این و اونو خورد و خوراک
الان ۱ونیم مونده
اینم از این
حالا میمونه ماه بعد
سرت رو درد اوردم🤣😆