بااینکه خونواده داغونیم داشتم بعدطلاقم اوضاع دیگه بدترم شدولی خب هرچیم بودآرامشم بیشترشده بوداونقداحساس راحتی میکردم وخداروشکرمیکردم ک جونتونجات دادم.
دیگه باکلاس رفتن ایناخودموسرگرم کردم وباوجوداینکه حرفاونگاههای مردمومیدیدم اماب خیالم نبود همه توکلم ب خدابودک دوباره دستموبگیره