نه بنده خوبی برای خدا بودم
نه همسر خوبی برای محمد
من یه حرف کلی برای همسایه هام گفتم بعد مادرشوهرم تک تک اسم شون رو گفت یه حرفی براشون زد
یعنی من غیبت کردم
هرچند که بعدش خواستم درستش کنم شروع کردم دفاع کردن از هرکدوم که حرفش رو زدیم ولی چه فایده؟
بعدشم یه حرفی به شوخی به همسرم زدم ناراحت شد
هرکاری کردم از دلش در نیومد
هرچی بهش گفتم محمد اینجوری با ناراحتی نخواب من تا صبح نخواهم تونست بخوابم
ولی خب فکر کنم خیلی ناراحت شده بود
با ناراحتی خوابید😔
خدایا فعلا تو بخاطر غیبت هام منو ببخش
تا من صبح باز از محمد عذرخواهی کنم