2777
2789
عنوان

دارم میمیرم یکی به دادم برسه+عکس

| مشاهده متن کامل بحث + 818 بازدید | 54 پست
مادر وخواهرش چون دوست بودیم یمدت بخداا من نمیخواستممم اون بالایی شاهده من عادی باهاش حرف میزدم اون ا ...


آها پس تو دوستی باردار شدی بعد  عقد کردی گرفتم چیشد بعد سختت نبود  برات چجور بهش اعتماد کردی پسره  لاشی

توصیف کاملی از من ؟ در هیچ سنی شبیه هم سالانش نبود ؛ نه تفریحاتش ، نه حرف هایش ، نه خوشحالیش

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مادر وخواهرش چون دوست بودیم یمدت بخداا من نمیخواستممم اون بالایی شاهده من عادی باهاش حرف میزدم اون ا ...

بدون پشت و پناه گیرت اوردن...بهش اعتماد کردی اما لیاقتشو نداشته

خدایاشکرت❤️🙏
پس از کجا بچه اومد  ؟

دیگه دیدم ببخشید نمیتونه خودشو کنترل کنه دم به دیقه جلو در خونمونه مجبور شدم زنگ بزنم به مامانش اینا و یه خلاصه گفتم اشکال نداره که صیغه بشیم گفت دستمون تنگه مناسبت نمیگیریم برات گفتم عیبی نداره من خودشو میخوام گف هنوز سربازی نرفته گفتم عیب نداره میره صبرمیکنم میخوامش گف نمیتونیم برات جشن بگیریم وحلقه بندازیم دستتون گفتم اشکال نداره یه محرمیت فوری باشه کافیه واسم آبرو مهمتره....بعد بین خودمون یه صیغه خونده شد...بعدشم که ببخشید من جلوگیری بلد نبودم فکرمیکردم با چندبار نزدیکی هیچی نمیشه که دیدم حالتام عوض شده تهوع دارم و....مامانم بهم شک کرد رفتیم دکتر تقریبا چهار ماهه حامله بودم....گفتن میشه بندازی ولی گناهه...گفتم بمیرمم نمیتونم...نگهش داشتم بعد زود عروسی گرفتیم و رفتیم خونه...چون خونه نداشت خونه خانوادش میموندم اونم یه اتاق کوچیک....بعدها فهمیدم منو انداختن اونجا که اون اشغال یواشکی هرغلطی دلش بخواد بکنه منم فقط بخاطر مال واموالم میخواد انتظار داشتن اون یه واحدی که مادرم با پس اندازاش خریده رو بزنه به نامم...وقتی نزد بیشتر ذات کثیفشونو نشونم دادن عین یه اشغال باهام رفتار کردن بعدشم که اونجور دعوا ها پیش اومد و.....

دیگه دیدم ببخشید نمیتونه خودشو کنترل کنه دم به دیقه جلو در خونمونه مجبور شدم زنگ بزنم به مامانش اینا ...

آها گلم فهمیدم ...

همین فقط پسره خیلی اشغاله  لیاقتت  نداشته ای نقد کوتاه اومدی  فکر کردن خدای نکرده یا احمقی  یا رو دست  مامانت  موندی  یا کاره ی هستی ب همه چی تن دادی و هرچی گفتن  گفتی باشع قبول اشتباه کردی باید همه چی میخواستی

توصیف کاملی از من ؟ در هیچ سنی شبیه هم سالانش نبود ؛ نه تفریحاتش ، نه حرف هایش ، نه خوشحالیش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز