2777
2789
عه نخوندم جریان چی بود؟

فقط فهمیدیم دایی رفته ماموریت کیش تو لپ تاپ عکس خودشو دوست دخترش  بوده (عکسای کیش دونفره رفتن)همین هی میگف زندایی میزد رو پاش جیغ میزد گریه میکرد همینو هی تکرار میکرد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

تازه یه دختره مدام تو تاپیک فحش میداد میگفت عوضی ای مثل دایی خائنت عوضی هستی😐خب حس میکنی دروغه برو ...

اگه هم دروغ بود عجب داستانی ساخته ذهنش

همیشه با خودت میگی تو غمات خدا کجاس؟ یادت باشه استاد همیشه موقع امتحان سکوت میکنه:)
اون فضولایی که ترکوندن بپرس

اصلا نبودم که بپرسم ... کلا داستان خیانت دایی چیه ؟ نی نی سایتو زیر و رو کروم تاپیکو پیدا نکردم  

بنی ادم اعضای یکدیگرند به جز قوم شوهر که ویرانگرند  
کاربریشو بده 

یآدم نمیاد اسمش

قربانی باج گیری تهدید و تجا.وز بودم لطفا اگر کتابی فیلمی پادکستی چیزی راجبش خوندید بهم اطلاع بدید♥️و اشتباهاتی که کردم و باعث این اتفاق برام شد: ۱. از سر کمبود محبت با چشم بسته وارد رابطه شدم و طرفم رو نشناختم/۲.اعتماد بیجا کردم کل اطلاعاتم رو مثل خونه و قیافه بابام رو طرف داشت/۳.احمق بازی در آوردم عاتو دادم دستش مثل عکس و چیزایی که خانواده ام باهاش مشکل دارن/۴.و دقیقا اون طرف میدونست که خانواده ام تو این مورد پشتم نیستن و باعث شد که منو بی دفاع ببینه/۵.وقتی فهمیدم طرفم اشتباهه باید جدا میشدم ولی از سر دلسوزی گریه هاش و التماس هاش موندم که چوب همون رو خوردم (بقول خاله ام برای خودت دلسوزی کن مردم دلسوز خودشون هستن)/۶.تن به باج گیری هاش دادم تا جایی که نایی واسم نموند اگر تن نمیدادم و مخالفت میکردم آنقدر ضربه نمیخوردم /۷.باید از اول که تهدید و باج گیری میکرد میرفتم شکایت میکردم تا کارش به تجاوز نکشه ولی اگر کشید هم باز مستقیم میرفتم پزشک قانونی تا بتونم شکایت کنم ازش /۸.یه جمله مهم تو این شرایط که بهش رسیدم (تو کلا یکبار زندگی میکنی؛میخوای کل زندگیت رو به خفت و خاری بگذرونی و بمیری؟یا حقت رو بگیری و بمیری این دومی خیلی ارزش داره)/۹.وقتی فهمیدی طرفت مریضه حتما جدا شو:آدم من کسی بود که دنبال این بود در هر شرایطی درک بشه حتی اگر اشتباهی میکرد؛دنبال این بود بهش محبت و احترام گذاشته شه.حتی بعد ت.جاوز گفت لطفا باهام مهربون باش؛این رو نگفت چون مهربون نبودما؛اتفاقا چون بودم میخواست نگهم داره ولی دگ بریده بودم/۱۰.به اندازه ارزش بده به آدم هات که یا هوا برشون نداره یا از سر بدبختی نگهت ندارن؛آدم من بشدت کمبود محبت داشت و حاضر بود به هر وسیله ای بدستش بیاره🌱🖤
فقط فهمیدیم دایی رفته ماموریت کیش تو لپ تاپ عکس خودشو دوست دخترش  بوده (عکسای کیش دونفره رفتن)ه ...

هاااااااا لعنت بر داییش  

بنی ادم اعضای یکدیگرند به جز قوم شوهر که ویرانگرند  


دایی زنگ زد و گفت تصادف کرده بودم،بعدم اومد گفت این عکس ها برای مجردیمه ،زندایی هم از تو عکس فرودگاه پشتشون تابلو اعلانات بود و تاریخ زده بود دستشو رو کرد،دایی دید ضایع شده خود زنی کرد و از خونه رفت و گفت تهمت میزنه

زندگی انقدر منو به چالش کشید که فهمیدم تنها کسی که واقعا عاشقمه تنها کسی که برام میمونه پروردگار مهربونمه❤️نه خانواده نه عشق نه دوست نه….   نتیجش شد قوی تر بودن از هرزمانی💪🏻
دایی زنگ زد و گفت تصادف کرده بودم،بعدم اومد گفت این عکس ها برای مجردیمه ،زندایی هم از تو عکس فرودگاه ...

اینو یکی از کاربرا نوشته بود

زندگی انقدر منو به چالش کشید که فهمیدم تنها کسی که واقعا عاشقمه تنها کسی که برام میمونه پروردگار مهربونمه❤️نه خانواده نه عشق نه دوست نه….   نتیجش شد قوی تر بودن از هرزمانی💪🏻
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز