رفت پی کارش خاک تو سر ز نای زنگ تفریح . اگه بابات باهات خوبه اخلاقش خوبه خانواده دوست به روش نزن فقط سر بسته بگو مامانم نمی دونم چشه داره نابود میشه اگه خدای نکرده طوریش بشه زندگی مون می پاشه .سر صحبت باز کن پسرم باهاش همینجوری حرف زده بود کلی بعدش درد ودل که مامانت خیلی تو زندگی زحمت کشیده.....حرفاییکه اصلا فکر می کردم حق و بهم نمی داد از اذیت مادرش گرفته.... انگار زندگی رو مرور کرده بود کی بودیم و به کجا رسیدیم. من مادر تو شما رو زندگیمو اولویتمه زحمت می کشم برا شما....من چادری بود بخاطر شرایط کارم دیگه چادر نزاشتم همین باعث شد فکر کرد دارم عوض میشم