الهی خیر نبینه بچه مو دزدید برد دو ساله ندیدمش الهی پسرم دلسرد شه ازش بخدا خیرات میدم به اینم میگن زن خدایا پسرش که بزرگ شد همینجوری ولش کنه تا بدونه اولاد چیه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چکارش کردم خیر ندیده رو تاج سرش کردم که اینجوری شده ولی کور خونده پدرش درمیارم
به زور که نمیشه. بدتر خودتو از چشم میندازی. اون بچه باید یادش باشه که یه روز با بوی تنت می خوابید. به عشق دیدن صورت شما از مدرسه میومد. تو بغل شما آروم می گرفت.
باید بپذیریم بعضی آدما بی معرفتن و بعضیای دیگه از این مورد سواستفاده می کنن
به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هرجا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم. گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند. و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشدجون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
عزیزم اگه دلت تنگ شده زنگشون بزن محبت کن بروسر بزن از محبت خارها گل میشود
اونا جونن شما پخته تری، با محبت به سمت خودت بکشون
هبچ بچه ای اگه از مادر محبت ببینه ولش نمیکنه 🌹🌹🌹
برای شفای پسرم یه صلوات میفرستی💔 حال خوبت آرزومه پسر قشنگم قلبِ مادر میدونم یه روز خوب میشی🌿 به چشمهایم زل زد و گفت باهم درستش میکنیم!، چه لذتی داشت همین باهم؛ حتی اگر باهم هیچ چیزی درست نشود ✨سختترین حق الناس این است که به روح دیگران لطمه بزنی
مردم و سر کار گذاشتی تاپیکای قبلیتو خوندم اونجا میگی زنداداشم نمیذاره برادرم بیاد اینجا خودتو جای مادر شوهر جا میزنی یه جا گفتی رفتم خونه برادرم بهم ناهار ندادن یه جا گفتی سه ساله برادرمو ندیدم معلومه چته
می دونم حواسش بهم هست هر چند من اکثر اوقات ازش غافلم .خدای مهربونم بگذر از این بنده گناهکارت.