نه بیین برادر مارال میره تهران پیش هاتف پناه بگیره
ولی اون ترسو لوش میده و اونایی ک دنبالش بودن میکشن یونسو
بعد دوستای یونس فهمیدن ک هاتف لو داده میرن هاتف بکشن ک حاتم سر میرسه و میزنه یکیشونو میکشه
ک الانم بخاطر قتل اون زندانه
ولی هاتف از عشق مارال الکی بهش گف ک حاتم ب من کف برو یونس لو بدع😐