داریم جدا میشیم درخواست طلاق دادم و ازش یه دیه از قبل مونده بود حسابشو بستم گرفتم و حالا شوهرم بدجور میخواد سرم کلاه بزاره و از زیر همه چیز در بره مثلا تهدیدم میکنن اگر سر مهریه جهیزیه کوتاه نیای درگیری پیش میاد،منم گفته بودم سه قلم جهیزیه که برام خریده بود هم تو لیست سیاهه نوشته شده و مال منه ،امروز عصر همسایمون زنگ زد گفت دارن جهازتو میبرن رفتم دیدم اره دارن سه قلمو میبرن مامانم و من خودمون انداختیم جلو ماشین شوهرم اومد خودشو زد به بی حیایی داد میزد به دوستش میگفت فرار کن مامانم چوبو برداشت گفت شیشتو میارم پایین حالا برو خلاصه نزاشتم بره تو خیابون داد میزد ای مردم اینو زوری دادن ب من منم گفتم ای مردم هرزگیشو گرفتم ساعت دوازده شب میاد خونه،خلاصه گفتم بمیرم نمیزارم پلیس اومد صورت جلسه کرد و میخواسته خارج کنه دوباره خلاصه مجبور شد برگردوند تو خونه حالا من زنگ زدم داییم اومد داییم باهاش حرف زده کلی فیلم حین دعوا گرفته بوده ب داییم نشون داده اره دختر خواهرت بی حیاس افریطه اس
داییم گفته قصدت چیه گفته بیاد بابت امروز بگ اشتباه کردم گفتم دایی منو اون تموم شدیم کدوم زندگی فرداشم به داییم زنگ زده پدرش گفته دوسال هرماه ده میلیون میدیم پسر منو بدبخت کردن زوری دختر دادن پسز من دوران نامزدی طلاق میداد اونو
داییم گفته سازش کنید گفته نه خیلی ابرو ریزی کردن باید تموم بشه منم گفتم توافق نمیکنم ،حالم از شوهرم بهم میخوره مثل موش قایم شده پشت باباش
مگ آدم از خونه خودش دزدی میکنه
خیلی حالم بده خیلییی