سلام سلام بچه ها خوبین
خداروشکر امشبم به سلامتی تموم شد ولی اگر خونمو ببینید تعجب میکنید ترکیدههااااا بدجوررر
بعد مهمونی با یکی از خواهرام رفتیم خونه پسر عمه شوهرم که میشه پسر خاله شوهر خواهرم دیدو بازدید آخه اینا عروسی دارن فردا شب و رفتیم سر کشی و ببینیم اگر کار داشته باشن انجام بدیم ...از اونجا رفتیم خونه عروس چه حس خوبی داشت بچه ها خدا کنه همیشه شادی و عروسی باشه خونرو چیده بودن
شما کجایین امشب ..
بعد خواهرم برام کادو آورد من وقتی مبلاموخریده بودم عسلی نخریدم چون عسلی های مبلام مدلشونقشنگ نبود
خواهرم اول با دو دست فنجان اومد.توخونه گفت اینو برات کادو آوردم چشم روشنی گفتم ممنون حقیقتا خوش حال شدم 😂😂😂تشکر کردم ..خواهرم هی میگفت ببخشید دفعه بعد جبران میکنم ..منم گفتم نه زحمت کشیدی ..منم سریع جلو چشماش فنجونارو بیرون آوردم و توشون چای ریختم😂😂😂😂
دیدم تعجب کرد
بعد یهو دیدم شوهرش رفت تو خیابون بایهجعبه بزرگ اومد گفت کادو اصلی اینه
خواهرم میگفت چرا فنجونارو باز کردی اونا از خودم بود 😂😂😂😂