سلام عزیزم به شوهرش گفت اول میخواست بره سر وقتش
ولی طوری که دوباره پیامارو خوندیم شوهرش میگه کار اون نیست چون امکان ندارد پسره عکس بزاره پروفایلش و پیام بده که اگر باهام راه بیای خودمو معرفی میکنم
از طرفی به خواهرم گفته هر موقع که تو چشمات نگاه میکنم عاشق تر میشم ..درصورتی که خواهرم میگه من چند ساله این آقا رو ندیدم
و از طرف دیگم تا خواهرم گفت بله شناختمت و فلانی هستی اون استیکر خنده فرستاد و گفت تو هنوز منو نشناختی و صفحه رو بست
حالا خواهرم معلمه وشوهرش سر همین مزاحمت های خیابانی یکی رو کتک زده و دشمن دارن ..و تو پیام ها هی گفته بود به بار میخواستم بیام دانشگاهت .درست تموم شده ؟و
خواهرم میگه این هرکسی هست میخواد بین ما جنگ بندازه و منواز سر کارم بیرون کنن ..یعنی برا خواهرم پرونده درست کنن
و گفتم اون پسره آبرو نداره و اگر شوهر خواهرم بره سر وقتش مطمئنم بلندگو میگیره دستش و همه جا رو خبر میکنه
نمیدونم درستش چیه فعلا که شوهرشوکنترل کردیم تا ببینیم چی میشه