من ک ی چیزای وحشتناکی میبینم
دوتا استادامون زنوشوهرن پزشکن.
مرده ی پزشک خیلی خفنه خیلیییی
بعد تو بیمارستان خانوم دکتره اومد زد تو صورت اقای دکتر
جلوی همه
چون مرده با پرستارش ب زنش خیانت کرده بود
پرستاره هم وقیحانه اونجا بود
و الان دارن طلاق میگیرن
من ک حالم ب هم میییخوره از جامعه الان
اون مرد ی پزشک بی نظیر بود ولی ازونور خیلی عوضی بود
ادم نمیدونه ب چی دیگ اعتماد کنه