2777
2789
عنوان

ترخدا بیاید آرومم کنید حالم خیلی بده ...

| مشاهده متن کامل بحث + 265 بازدید | 33 پست
همین قانونا باعث شده دخترتون پنهان کاری کنه و از شما دور بشه سخت گیری ها رو کمتر کنید بیشتر باهاش را ...

خب الان من نمی‌فهمم مثلا وقتی به خرید و فروش پرنده علاقه داره بزارم کار خودش رو کنه؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خدارو شکر فقط در مورد پرنده ها دروغ میگع ن چیز دیگع هواشو داشته باش باهاش دوست شو

نه به عمه اش هم پول میده به من نمیگه بااینکه دفعه اول که گفت ربع سکه بهش قرض بدم مخالفت نکردم 

خب دخترگل میشه بگی فکر کنم صمیمیت ازنظر شما نوجوان ها یعنی هرچی میگید مابگیم چشم؟اگرم علت گفتن خب من ...

من دیگه الان نوجوان نیستم و خودم ازدواج کردم اما هنوز آثار روحی زمان نوجوانی برام باقی مونده

نه من تو حرفام همچین چیزی نگفتم شما تو مثالی ک خودت زدی میگم رفتار خودت رو با دخترتون و رفتار عمش رو باهاش با هم مقایسه کن و ببین عمش چیکار کرده ک تا این حد مورد اعتماده و باهاش صمیمیه؟ سعی کن اون دوستش خود شما باشی هیچ کس ب اندازه مادر نمیتونه کمک و دلسوز بچش باشه نزار افراد دیگه ای از قبیل همین عمه و غیره جایگاه فرد امین و مورد اعتماد رو از شما بگیره 

هر "پرهیزکاری" گذشته ای داردو هر "گناه کاری" آینده ای!پس قضاوت نکن ...میدانم اگر: قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد. تا به من ثابت کند. در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.محتاط باشیم، در "سرزنش " و"قضاوت کردن" دیگران وقتی؛نه از " دیروز او" خبر داریم، نه از "فردای خودمان" #داستایوفسکی
سخت نگیر بهش تا بهت دروغ نگه .حالا بذار یه پرنده دبگم داشته باشه  گاهی دوس داره به یکی قرض بده ...

به خداجون داری خیلی سخته خیلی خب همین رو گفتم چون گفتم شاید اعتماد بنفس ضربه بخوره گفتم عیب ندارن قرض بده ولی این دفعه هارو بهم نگفته

دفعه اول که سرزنش نشد که دوست من فقط باهم رفتیم پیش دادیم  واینکع بچه باید بدونه هرخونه ای قان ...

نگران نباش از سرش میافته

دختر منم یه موقع همستر داشت شبا از جاشون فرار میکردن مکافاتی داشتیم سر پیدا کردنشون بوی گندشونو که دیگه نگم یه بار یکیشون مرد مثل ابر بهار گریه میکرد براش قبر کند دفنش کردولی کم کم از صرافتش افتاد اونیکی رو فروخت تو دیوار بعدش می‌گفت راحت شدم از دستشون اونم فقط تو دیوار دنبال همستر وحیوونای خونگی میگشت

بشکست دلم ،کسی صدایش نشنید
خب الان من نمی‌فهمم مثلا وقتی به خرید و فروش پرنده علاقه داره بزارم کار خودش رو کنه؟

شما باید طوری برخورد کنید که نه صد درصد حرف خودتون باشه نه صد درصد حرف دخترتون هردوتان باید کوتاه بیان جوری که من متوجه شدم فکر کنم قانون های خونتون برا دخترتون اینطور برداشت شده که صد درصد حرف حرف شماس اونم داره یه جورایی لجبازی میکنه کار خودشو بکنه باهاش حرف بزنین یه درصدی شما کوتاه بیان یه درصدی دخترتون طوری برخورد نکنین که فقط حرف شما باشه 

اگر جا دارید تو خونه و می تونید نگه دارید و حضور اون پرنده ها به کسی آسیب نمی رسونه پس قانون شما غلطه‌ . گاهی والدین اصلا نمی دونند قانون چیه و چی رو باید قانون کنند. چیزی به عنوان قانون تو خونه تعریف میشه که عدم رعایتش باعث آسیب به دیگران میشه. 

مثال میزنم فردی که سیگاری هست در درجه اول به خودش آسیب میزنه پس من نمی تونم بگم قانونه که سیگار نباید بکشی .اما می تونم بگم قانون خونه من اینه کسی تو خونه حق سیگار کشیدن نداره چون باعث آسیب به بقیه هم میشه و فرد می تونه بره بیرون سیگار بکشه. در ضمن اگر چیزی باعث آسیب به خود فرد میشه ما اجازه قانون گذاری در اون مورد رو نداریم.

و در آخر با دخترتون مثل یک دوست و مشاور برخورد کنید. الان علاقه اش اینه به علاقه اش احترام بذارید نذارید فکر کن شما کوچکترین دلخوشی ها رو از اون دریغ می کنید.

من دیگه الان نوجوان نیستم و خودم ازدواج کردم اما هنوز آثار روحی زمان نوجوانی برام باقی مونده نه من ...

پس بزار بهت بگم چرا باعمه اش صمیمیه؟

رفتار دخترم دقیقا مثل پدربزرگ وعمه اش هست یه جور بیش فعالی ازنوع اختلال رفتاری دارن ارثیه 

یعنی یکم با همه فرق دارن رفتاراشون  من یک عمر نتونستم باپدرشوهرم کنار بیام ومتلسفانه دختم هم ارث برده وچون عمه اش مثل خودش باهاش راحته ومن هیچ وقت نمیتونم مثلشون باشم 

مثلا خیلی خیلی حرف میزنه دخترم و اعتماد بنفس کاذب چابکی داره مثل پدرشوهرم وعمش ومن عکس اون ها هستم من فقط می‌خوام عادی باشه همین ونمیشه

اگر جا دارید تو خونه و می تونید نگه دارید و حضور اون پرنده ها به کسی آسیب نمی رسونه پس قانون شما غلط ...

آخه علایق دخترمن افراطیه الان این رو اوکی بدیم باز می‌ره سراغ یه چیز دیگه کلا این مدلیه که تو همه چی سرک می‌کشه پرحرفه البته ازنوع چرت ودرتش

بعنوان یه دختر نوجوون میگم تو یه سری سن ها یه چیزایی واسه آدم جذابه که چند سال بعد جذابیتشو از دست میده دخترتون به پرنده علاقه داره ؟ خب باهم کنار بیاین نه حرف شما باشه نه حرف اون هرچند خواسته ی دخترتون زیاد غیرمنطقی نیس الان مثلن خانوما به طلا علاقه دارن میگین دو تیکه طلا داری بسه؟ که شما میگین دوتا پرنده هس بسه؟

علایق متفاوته اون پرنده برا دخترتون ارزشمنده که اینقدر با این همه پنهان کاری و دردسر پرنده می‌خره میاره خونه قایم میکنه اون پرنده براش ارزشمنده همونطور که شما یه چیزایی براتون ارزشمنده من خودم نوجوونم توروخدا اینقدر سخت نگیرین به علایق همدیگه احترام بذارین خودتون رها کنید از این قانونا 

آخه علایق دخترمن افراطیه الان این رو اوکی بدیم باز می‌ره سراغ یه چیز دیگه کلا این مدلیه که تو همه چی ...

خاصیت دوره نوجوانی همینه یک دوره پر تنش هستش و شما با درایت خودتون می تونید این دوره رو راحت سپری کنید. 

بعنوان یه دختر نوجوون میگم تو یه سری سن ها یه چیزایی واسه آدم جذابه که چند سال بعد جذابیتشو از دست م ...

بزار خودت مادربشی میفهمی چی میگم من خودمم سنی ندارم زود ازدواج کردم ولی واقعا کناراومدم بانوجوون خیلی سخته خیلی 

پس بزار بهت بگم چرا باعمه اش صمیمیه؟ رفتار دخترم دقیقا مثل پدربزرگ وعمه اش هست یه جور بیش فعالی ازن ...

خب پس مشکل شما اینه چون رفتار و اخلاق خانواده همسر باب میلتون نیس انتظار داشتید دخترتون مثل شما باشه و در غیر این صورت عادی نیس و اینه که اوقات شما رو مکدر کرده 

شاید بهتره اول از همه دخترتون رو همونطور ک هست و بدون هیچ پیشینه و قضاوت بدی ازش بپذیرینش و بدونید اون یه انسان متفاوت از شماس با نیاز ها و اخلاق متفاوت 

و اگه واقعا ناهنجاری وجود داره تو این زمینه از متخصص کمک بگیر ک خودسرانه عمل کردن فقط اوضاع رو بدتر میکنه 

هر "پرهیزکاری" گذشته ای داردو هر "گناه کاری" آینده ای!پس قضاوت نکن ...میدانم اگر: قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد. تا به من ثابت کند. در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.محتاط باشیم، در "سرزنش " و"قضاوت کردن" دیگران وقتی؛نه از " دیروز او" خبر داریم، نه از "فردای خودمان" #داستایوفسکی
خاصیت دوره نوجوانی همینه یک دوره پر تنش هستش و شما با درایت خودتون می تونید این دوره رو راحت سپری کن ...

بله سکته میکنم تااون دورش بگذره به قیمت جونم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز