فرزانه جونم ببخشید من دیروز یه تصادفی جلوم اتفاق افتاد که طرف فوت شد اصلا از دیروز حال خوبی نداشتم بیام تاپیک ❤️❤️🩹❤️🩹
ایده شیرینی پزی راستشو بخای معلولش نیاز بود
پدرم ملک زیاد داشت ولی درآمد جاری زیادی نداشت
خوب بودن در حد مثلا غذای خوب و لباس معمولی یه درجه بالاتر
معمولی بودیم خونمون بهترین نقطه شهرمون بود با متراژ بالا ولی کلنگی بود و درآمد پدرم جوری نبود که بتونن حتی یه دست کوچیک به خونه بکشن سفر خرج های خیلی لوکس هم تعطیل
من که ازدواج کردم عقد کردیم شاید نیاز به خرید جهاز باعث شد مامانم خودش پیگیر یه شغل بشه و چون ماشالله هنرمنده و آشپز خیلی خوبی بود و شیرینی و کیک خیلی خوب میپخت
جرقه اش زده شد
اولش کارش خیلی کم بود ولی چون کیفیت کارش بالا بود کم کم توسعه داد
شاید باورت نشه ولی کل جهیزیه من و مامانم خرید ❤️
بعد عروسی ما مجددا کار کرد و کار کرد
پس انداز کرد تو سال ۹۳ حدود شصت میلیون پس انداز و رو کرد بابام هم مقداری در حد بیس سی تو بانک داشت برداشت
و خونه رو کوبیدن و از نو ساختن
بعد خونه دوباره پس انداز و پس انداز
سال ۹۶ رفتن حج واجب که نصف هزینه اش و خود مامانم داد
سال ۹۹ جهیزیه خواهرم و داد( همراه مخارج جانبی ازدواج که میدونی نامزدی و حنا بندون ) بیشترش و خود مامانم
سال ۱۴۰۰ یه پارس صفر خریدن خود مامانم
سال ۴۰۱ هم پارس و طلاهاشون و یک وام صد تومن مامانم داشت شد یک تومن
یک تومن هم پدرم گذاشت
یه خونه براشون خریدیم ۲ تومن که الان امسال ایشالله از رهن در میاد برخی حداقل ۱۰ اجاره بگیرن
اینم داستان مامان 😉❤️🩹