خوب آخرین پیامم این بود.
دیگه فرصت نشد بیام کامل تعریف کنم ولی الان میگم. یه تجربه عجیبی بود، درس عبرتی شد برای منه زیادی ریسک پذیر. هر چند اطرافیانم میگن من درس نمیگیرم، کوتاه مدته فقط
حتما یادتونه که شهریور ما خونه خریدیم و برای آخر مهر یه چک 800 تومنی دادیم.در واقع رو پول فروش ماشینم حساب کردیم. ولی تقریبا کمی بعد از خرید خونه، استرس اینکه اگه ماشین رو تا مهر تحویل ندن باید چیکار کنیم، مارو فرا گرفت. همسرمم منو مقصر میکرد که نباید تا قبل از تحویل ماشین، پای معامله خونه نمیرفتیم.
اگه چک 800 تومنی پاس نمیشد، باید 20 درصد ضرر و زیان میدادیم. حساب همسرمم یک میلیارد و 600 تومن مسدود میشد.
خلاصه تقریبا دو ماه همش به فکر و خیال گذشت. نه شبا خواب آروم داشتم نه روزا حال عادی. همش فکر و خیال، همش کابوس.
آخرم چیزی که ازش میترسیدم شد، کارخونه در جواب پیامم گف ماشین نیمه دوم آبان میاد. دیگه این تیر خلاص بود به حال من.
800 تومنم مبلغی نبود که با دست گردون کردن جورش کنیم. فروشنده ام آدم منصفی بود گف تا 10 آبانم صبر میکنم. دیگه ولی از ماشین ناامید شدم، اوایل آبان حواله ماشینو گذاشتم برای فروش. دلالا زنگ میزدن 100 تومن زیر قیمت میخواستن. هرچند اونروزا حاضر بودم همون 100 زیر قیمت بدیم ولی ازین کابوس رها شیم.
کار خدا یه مشتری علاقمند پیدا شد که 40 تومن زیر قیمت حواله رو خرید. 2 روز بعد از آگهی کردن فروختیم. کل اون 2 روزم با همون مشتری در حال چانه زنی بودیم. دیگه ما چکو پاس کردیم و یهو ازن فشاااااااار رها شدیم. ولی راستش من هنوز اون آدم سابق نشدم. حس میکنم هنوزم قلبم داره فشرده میشه.
هرچند که این مدت خونه تکمیلتر شد و فروشنده ها طبقه دیگه خونه رو 200 300 تومن گرونتر کردن. از لحاظ اقتصادی به نفعمون شد که زودتر رفتیم پای معامله.
ولی اگه فروش ماشین جور نمیشد و چک به خیر و خوشی پاس نمیشد، میتونس عواقب خیلی بدی در انتظارمون باشه.