هر چی شب همسرم خواست ببرم بیمارستان گفتم نه
تو فقط بچه ها رو آروم کن.
فرداش ساعت۴صبح رفت ماموریت تا عصر اینقد التماسم کرد زنگم زد که دوستش رو بفرسته منو ببره دکتر
گفتم بهتر شدم
دیگه غروب اومد بردم دکتر ولی خو من اون موقع خیلی بهتر شده بودم.
یه دو سری قبل که همین علایم رو داشتم معدم هیچی رو نمیپذیرفت حتی آب میخوردم فورا باید بالا....