2777
2789
عنوان

محفل دوستانه

| مشاهده متن کامل بحث + 43275 بازدید | 6304 پست

بچه ها میدونین چرا من امروز همش تو‌سایت ولو شدم؟

بچه هام خوابن، خونه یه آرامشی داره😎

کلی ام کار هستا ولی نشستم که سروصدا نشه اینا بیدار نشن.

خودمم نشستم هی لقمه میخورم، چایی میخورم ... و این داستان ادامه داره😂

اگر تا ابد هوای دیدنت نیفتد از سرم چه کنم؟!

آره میناجان برخلاف اونچه که همیشه گفته شده مردا خیلی موجودات حسودی ان! از خانوما بیشتر! هیچ دیدی م ...


اره اینجاهمچیومیگن یاهمونصیحت میکنن امادردنیای داقعی دیدم مثلااقاهه باخانمش رابطشون خوبه امامیادمیگه من خانمم دعواکردم بهش رونمیدم فلان یادرموردشغل توسودم باشن میگه ماداریم ضررمیدیم نیاتواین شغل

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بچه ها میدونین چرا من امروز همش تو‌سایت ولو شدم؟ بچه هام خوابن، خونه یه آرامشی داره😎 کلی ام کار ه ...

نوش جونت لذت ببرتابیدارمیشن منم کارام موندن اما اینجام

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

راستی من پولم توکارگزاریه مفیدهم یکم سودمیریزه امادرصدشونمیدونم

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

راستی تانیسا ببخشید اگه ناراحت نمیشی، تعریف کن چطور با همسرت آشنا شدی

خواهرم اصفهان کارآموز یه شرکت حسابداری یود همسرم اونجا کار می‌کرد یکبار ماشینش خراب میشه همسرم کمک میکنه توومسیر با ماشین خودش همراهی میکنه ک نمونه تو اتوبان میاد دم خونه و منو میبینه ۲ روز بعد ب خواهرم میگه میخوام بیام خواستگاری و تا عقدمون حدود ۱ ماه شد 


ما بختیاری ها با شهری ک ازدواج کردیم رسومات متفاوتی دارن ما همدیگه رو دوست داشتیم فقط برامون باهم بوون مهم بود 


همسرم ۲ سالی بود پدرش رو از دست داد روزی ک اومد خواستگاری گفت میخوام یه صحبت هایی بکنم از این اتاق بیرون نره من اصلا تو فکر زن نبودم وقتی دیدمت عاشقت شدم ن پیشنهاد دوستی بهت دادم ن چیزی فقط اومدم ک مال هم بشیم 


الان این دسته گل و شیرینی ک گرفتم برات هم از خودم بوده مادرم میگه من کاری ندارم خودت میدونی و خودت امکان داره نتونم خیلی کارا برات بکنم 


گفت فکراتو بکن بهم خبر بده جایی ک همسرم هست برای پسر هه خونه میسازن و طلا میدن برای عروس و برای دخترها جهاز کامل مث همون تبریز و اون ور



من مهرش به دلم افتاده بود قبول کردم همه چی خوب پیش رفت تا روزی ک رفتیم خرید عقد همسرم گفت من ۱ تومن بیشتر ندارم مادرم میگه من نمیدم و ندارم گفتم باشه یه جفا خلقه نقره خریدم ۱۸۰ یه نیم ست بدل خریدیم ۷۰ یه لباس خریدیم ۲۰۰ یه حوله برای من ک میرم خونشون یه وقت و یه کت و شلوار برای اون ۳۰۰ یه آیینه و شمعدان کل خرید ما بود 

خواهرم اصفهان کارآموز یه شرکت حسابداری یود همسرم اونجا کار می‌کرد یکبار ماشینش خراب میشه همسرم کمک م ...

اومدم خونه و گفتم اینا طلاست ب خانوادم اونام برام ۴ تا النگو خریده بودن طلا و یه انگشتر ک سر عقد بهم بدن هیچی نگفتم 



گفتن عقد چحور بگیریم نگیریم سمت ما عقد خیلی چیز ها با پسره پدرم میگفت باید با رسم ما کنار بیان دارن دختر از ما میگیرن همسرم گفت مگه چی می‌خواد جز میوه و شیرینی خودم میگیرم گفتم باشه


اوج اختلاف خانواده ها شروع شد مادر همسرم میگفت پدر نداری من نمیکنم برو پدرتو از قبر بکش بالا ازش بخواه پدر منم میگفت چون اونا نمیکنن منم‌نمیکنم باید مقابل باشه و این وسط یه چشم‌من اشک و یکی خون بود حالم از اون روزا بهم میخوره


حالا پدر همسرم اعتماد کرده بود قبل مرگ سپرده بود همه چیز رو ب مادر همسرم چک سفید امَضا داده بود و اینا 


هیچی گذشت و من رفتم سرکار خونه مادرهمسرم بودم خانواده ام یه استان دیگهدهر روز مادرهمسرم اذیت میکرد میگفت خرجی بدید پشت سر حرف میزد یادمه با ماشین همسرم میرفتم سرکار یواشکی ب همسرم میگفت چشمش کور سرویس بگیره خاک تو سرت ک ماشین بهش ندی 

الان عقدی باید باباش بده 



هیچی ما رسم شیربها داریم مثلا الان حدود ۳۰۰ تومن دوماد و پدرش میارن ۳۰۰ هم پدر عروس میذاره میرن جهیزیه میگیرن اون موقع برای ما ۲۰ تومن بود 


پدرم میگفت تا شیربها ندن منم‌نمیدم همسرم هم میگفت من مامانم گفته خودت میدونی و خودت اوج دل بریدن همسرم از مادرش تو این دوران بود متنفر شد ازش چون داشت و نمی‌داد 


گفت ماشینم یه پراید بفروشم بهت بدم گفتم ن اونوقت بی وسیله میشی طوری نیس وام ازدواج مون میریم یه سری وسایل سر دستی میگیریم ماهم خدایی داریم بالاخره میبینه 

لابد به خیال خودشون خیلی ام زرنگن اصلا شوهرش چه بی غریته که زنشو انداخته جلو😐

اره دوتا بچه کم سن و سال

الان دیگه از هر طریقی میخوان پول دربیارن.

اون زوجایی که کلیپای بیخود درست میکنن هم مشابه اینا هستن بنظرم

راستی دیشب مهمونی داشتی؟  خدا قوت♥️

اره عزیزم دیروز هلاک شدم 🥲

اما خداروشکر به خوبی و خوشی برگزار شد

الانم دارم کارای بعد از مهمونی رو انجام میدم

ولی دیگه با ارامش

غذا هم مونده همونو واسه شام میخوریم

امروز فقط خونه رو مرتب و تمیز میکنم که فردا میخوام برم خونه مامانم خیالم راحت باشه

هیچی خلاصه اش بکنم‌بخاطر یسری رسم و رسومات لج و لجبازی خانواده ها من و همسرم به اندازه ۲۰ سال پیر شدیم زجری نبود ک باهم نکشیم چ شبایی سر گذاشتیم رو شونه همدیگه گریه کردیم زجه زدیم برای بی کسی مون 


برای اینکه هیچ کس پشتمون نبود برای اینکه دو تا جوون چقدر باید زجر بکشن اینا قابل تحمل بود تا زمانی ک برادر همسرم و خواهرش ازدواج کردن دیدیم برای ما نبود و برای اون بود اونم لاکچری اینجا بود ک همسرم با مادرش یکسال قهر کرد بهش گفت هیچ وقت برای زجری ک بهم دادی فرقی ک گذاشتی بین بچه هات حلالت نمیکنم شاید باهات حرف بزنم ولی دیگه مهر و علاقه ای بهت ندارم 



ولی تنها چیزی ک من آروم تر بودم تا همسرم این بود ک خواهر و برادر من وقتی میخواستن ازدواج کنن پدرم گفت من نداشتم برای تانیسا بکنم و شما هم خودتون باید جور بکشید 


من وقتی بتونم برای اون جبران کنم برای شمام میگیرم 


تا این ثانیه هیچ کس جبران نکرد بدتر شده همه چیز ک بهتر نشده این جمله رو بهش رسیدم اگه میخوای فرزندت زنده زنده بکشی آتیشش بزنی بینش با بقیه فرق بذار هم من حسش کردم هم همسرم  


علت اینکه آنقدر میگم‌همسرم بعد خدا همه‌چیز من بوده همینه الانم خانواده ها می‌بینیم ولی شاید مهری ک شماها دارید ب خانواده تون ما نداریم برامون آدمای عادی هستن متاسفانه خیلی جگرمون خون کردن خیلی....

بچه ها میدونین چرا من امروز همش تو‌سایت ولو شدم؟ بچه هام خوابن، خونه یه آرامشی داره😎 کلی ام کار ه ...

یه  وقتایی هم لازمه لم بدی پات و بندازی رو پات نگاه ظرفای نشسته و خونه جنگ زده بکنی و لذت ببری و بخندی و چایی بخوری من دیروز همه‌جا دسته گل کردم امروز استراحت ولی یه وقتایی هم شده چند روز تمیز نکردم در حد نیاز 

افرین عزیزم کار خوبی میکنی به فکرش هستی انشالله بسلامتی بکاره موهاشو

سلام هلن عزیزم مرسی فداتشم آره یسری چیزها برای  روحیه لازمه مثل یک سفر یک خرید یک کار زیبایی همیشه نباید مالی نگاه کرد من تعادل رو دوست دارم تو همه چیز حتی توی عشق ورزیدن هم تعادل لازمه 

یس یس😂😂 خودم اعتراف کردم دیگه من نسبت به همسرم، حساسیت و حسادت دارم😂

حالا من اصلا حساس نیستم

سپردمش به خدا.

نمیدونم چرا 🤣🤣

اگه حساسیتی باشه خیلی کم و زیرپوستیه

اما اون خیلی حساسه رو من 🤕


اره اینجاهمچیومیگن یاهمونصیحت میکنن امادردنیای داقعی دیدم مثلااقاهه باخانمش رابطشون خوبه امامیادمیگه ...

دقیقااااا

والا حتی برادرا هم نسبت به هم همینن

اگر تا ابد هوای دیدنت نیفتد از سرم چه کنم؟!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز