والا خانما اسمشون بددررفته که غر میزنن، مردا با این قیافه گرفتنشون خیلی بدتر حالگیری میکنن.
حالا فککن همسر من کلا یه آدم شوخ و ریلکس، تو خونه خوبه. تو مهمونیا مخصوصا مهمونیای فامیلش از خونه هم بهتره. هم حواسش به من هس هم هوای بچه هارو بیشتر داره و کمک میده.
ولی امان از بیرون... در حالت عادی ام که خوش و خرم از در خونمون بریم بیرون و مثلا با هم بریم بانک، تو بانک کسی مارو ببینه فکر میکنه تو پروسه نهایق طلاقیم🤦♀️
بشدت کم حرف میشه، روند ماجرارو برام توضیح نمیده فقط میگه بیا... اصلا طوری سرسنگینه منم به خودم نمیبینم باهاش صحبت کنم یا چیزی بپرسم. البته امتحان کردم صحبتم کنم ایشون از لاک خودش بیرون نمیاد و اهم اهم یا برگردوندن سرش و نگاه به اطراف نشون میده که علاقمند نیس...
واقعا نمیدونم علتش چیه ولی من خیلی اعصابم خرد میشه. اصلا دوست ندارم همراهش برای کارای اداریم برم.
نمیدونم برای کارای اداری استرس داره و بخاطر اونه
نمیدونم بخاطر قضاوت نشدنه یا چی...
چون ما عقد که بودیم، چنباری بیرون فکر کردن ایشون پدر منه🤦♀️ در حالی که فقط یک و نیم سال از من بزرگتره. منتها هم من کم نشون میدم، هم ایشون بالاتر (حالا نگین پز زیرپوستی دادا🤦♀️) فک کنم یادش نرفته. چون چنباری تو خیابون که دستمو گرفته گفته الان مردم فکر میکنن دخترمی.