نظر لطفته عزیزم♥️
چون تو بحث کمک به دیگران من تا ته تهش رفتم و به جاهای باریکی رسیدم، بعدش هم خودمو روانشناسی کردم هم مطالعه کردم، خودمو تغییر دادم.
تغییر کردنش خیلی سخته ها، چون هر بار که مقاومت میکردم کمک نکنم، عذاب وجدان خفه ام میکرد. ولی به زور مقاومت میکردم.
به خدا ما دهه شصتیا و اوایل ۷۰ رو بد مغزشویی کردن تو بچگی.
اصلا مفهوم کمک، فروتنی، تواضع، بزرگواری، بخشش و ... چیزی نیس که به ما یاد داده بودن.
حالا اگه خواستین بعدا بیشتر بازش کنیم.
ولی خلاصه اش اینکه ما باید خودمونو یه ملکه تصور کنیم تا بقیه هم مارو ملکه تصور کنن.
تا کسی ازمون کمک نخواسته ما برای کمک کردن بهش پیش قدم نشیم. هیچ دیدین ملکه ها بیافتن دنبال کسی خودجوش کمکش کنن؟ نه!
ولی اگ کسی کمک خواست، باید در حد توان کمکش کنیم.
شاید بگین شاید کسی غرورش اجازه نده کمک بخواد؟ خوب در اینصورت معنیش اینکه یعنی ما قبول داریم که طرف مقابل ملکه اس ولی ما پیش پا افتاده هستیم، پس اون حق داره نخواد ولی ما وظیفه داریم کمک کنیم!😐