من پیشنهادم اینه اصلا دنبال نمک دار شدن دستمون نباشیم.
من خودم دستم خیلی بی نمکه بغد از سالها متوجه شدم.
بعد ازون سعی میکنم تا جایی که انتظار جبران نداشته باشم به کسی خوبی کنم. اینجوری خودمم راحتترم.
هم چون خودمو برای کسی به زحمت زیاد نمیندازم و راحتم. هم چون انتظار جبران ندارم، وقتی جبران نمبکنه اعصابم خرد نمیشه و راحتم.
وای من قبلنا خیلی داغون بودم
خودمو مسئول کمک و همراهی به همه میدونستم. خیلی به خودم فشار میاوردم. ولی الان خیلی راحتم خیلی.
اصلا به کسی قولی نمیدم که آسایشمو بگیره. خیلی راحت طلب شدم دیگه😂
فک کن من انقدر داغون بودم که موقع ارشد وسط امتحانا و پروژه های سنگین، دوستم که میخواست بره خونه ببینه برای خرید، چون تو تهران تنها بود با تمام استرسی که بخاطر کارام داشتم مبرفتم.
فک کن از میدون ولیعصر باهاش میرفتم پونک و برمیگشتم. نصف روزم میرف. مجبور بودم شب بیدار بمونم تا صبح تا مطالعه کنم.