آره یجورایی
البته از نیمه دوم سال بعد دیگه واقعن خودم خسته شدم که تو قرض مینداخت مارو. یه جاهایی داشتم و رو نکردم.
تا اخرسال خودش مجبور شد قرضاشو تسویه کنه. قرض دستی نبودنا، پول مصالح و راننده بود.
بهش گفتم ۵۰ وام بگیر، هم قرضارو تسویه کن هم کارای باغو پیش ببر. باورتون نمیشه بعد از این همه سال که خودش دیده هرکار کردیم با وام کردیم، گف من وام ۱۸ درصد نمیگیرم🙄
حالام مبگه من وام ۲۳ درصد نمیگیرم.
منم دیگه کار به کارش ندارم. گفتنیارو به هر زبونی گفتم. کسی رو به زور نمیشه بهشت برد💔