حالا ک بلد نیستید اینجا حرفمو میگم
من سه ماهی با خواستگارم در ارتباط بودم برای آشنایی بیشتر
تو این سه ماه ارتباط من از ایشون خیلی خوشم اومد
ک جوری شد منی ک خیلی سخت پسندم با این آقا خیلی کوتاه میومدم مثلا میگف عروسی نگیریم ، من میگفتم نگیریم
کلا احترام میذاشتم ب نظرات ایشون و کوتاه میومدم
بعد ک ایشون عید با خونوادش اومدن منزل ما برای خواستگاری ، همه چی خوب پیش رفت
ولی بعد از دو روز ایشون گفتن خونوادم راضی ب وصلت با شما نیستن
نمیدونم این همه کوتاه اومدن و صبوری و صادق بودن من بابت هر چیزی باعث شد ایشون ذوقی برای ب دست اوردن من نداشته باشن یا چی نمیدونم
ولی وقتی ک کات شد ماجرا من ب ایشون زنگ زدم گفتم اگ مشکلی هس من کنار میام و فلان و هرچی میگفتم ایشون قبول نمیکرد میگف مشکل ب وجود میاد و فلان
ولی وقتی ک رفتم شهرشون واسه تفریح ب من گف خیلی دوس دارم ببینمت بیام ببینمت و من قبول نکردم چون ک دلیلی برای دیدار دیگ وجود نداشت
ولی بعد از برگشتن ب خونمون ایشون رو از هر دو پیجم انداحتم بیرون و جوری برخورد کردم ک ارزش من کم نشه
ولی هنوز شمارشون توی گوشیم سیو هس استوری واتسپ میذاره نگاه نمیکنم ولی من تا استوری میذارم فوری نگا میکنه
و اینم بگم آخرین بار ک بهم پیام داد تو اینستا من جوابشو ندادم منفعل شدم و ایشونم منفعل شد
الان حس میکنم با توجه ب رفتاری ک دارم و تموم سعیم بر اینه ک کارای روز مره خودمو انجام بدم مثل کتاب خوندن و....
حس میکنم اینکارا باعث میشه ایشون وقتی میبینه من نسبت بهش بی تفاوت شدم جذب من میشه ...
نمیدونم درست میگم یا ن؟