سلام ۳ تا جاری دارم
کلا خیلی با کسی صمیمی نمیشم در حد تعادل با همه هستم
یکی از جاری هام وقتی متوجه میشه من و همسرم نامزد شدیم بنا به دلایلی قصد اذیت داشتن
یک روز که خونه مادر همسرم اومده بودن مهمونی و من نبودم با اینکه همسر خودشم بوده ولی میگه یه خرید دارم میخوام با فلانی(همسر من) برم،خوب تا اینجا اصلا چیز مهمی نیست
مهم خرید ایشون بوده که با همسرم وارد داروخانه میشه و پد بهداشتی میخره و همسرم وقتی میبینه کلی ناراحت میشه و میاد بیرون و با برادرش تماس میگیره من کاری برام پیش اومده و خودت بیا خانومت رو برگردون
همونجا همسرم اومد دنبال من و منو برد خونه خودشون و اینو بعد از عروسی برام تعریف کردکه چرا بی مقدمه و یهویی منو برده بود